تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
نيست در هديه به ايجاب وقبول لفظي بلكه فرستادن مهدى به منزلهء ايجاب است وقبض مهدى اليه به منزله قبول است . زيرا كه هدايا از جانب كسرى وقيصر مىبرند از براي رسول خدا ( ص ) وهمچنين ( از طرف ) ساير ملوك پس قبول مىفرمودند ولفظي در آنجا نبود . وحال بر اين منوال باقي مانده تا اين وقت در همه بلاد ، واز اين جهت است كه هدايا را به دست أطفال مىفرستند كه اعتباري به لفظ آنها نيست . بعد از آن نقل كرده از بعض عامه كه اعتبار ايجاب وقبول لفظي كرده ، مثل هبه ، واين كه حكايت رسول خدا ( ص ) از باب اباحه بوده است . بعد از آن گفته است : جواب داده شده است از اين به اينكه : مردم اين تصرفات را مالكانه مىكردند نه از راه محض اباحه ، وهمچنين رسول خدا ( ص ) . بعد از آن گفته است كه : ممكن است اكتفا شود در خوردنى ها . نظر به حكم عادت بين الناس . بعد از آن گفته است كه : تحقيق اين است كه خوردنى ها وغير خوردنى مساوى اند ، به جهت آنكه مردم غير خوردنى را هم به هديه مىفرستاند . ومشهور است كه جامه ها وأسب ها از جانب پادشاهان به هديه مىآورند به جهت لن جناب ، وماريه قبطيه كه آن حضرت از أو فرزند داشت ، از جمله هدايا بود . وبعد از اين كلام ( كلام ) ديگر دارد أصرح از اين . كه در مقام رد بر بعض عامه - كه هدايا را از باب اباحه قرار داده - گفته است : اين صحيح نيست . چون علما اجماع دارند بر اينكه نام اين هديه است وآن را اباحه نمىگويند . واباحه مختص منافع است . وآن جناب آن اشيا را براي زوجات ( خود ) مىفرستاد ، وجامه ( اى ) را كه هديه براي أو آورده بودند از براي أمير المؤمنين عليه السلام فرستاد . وشهيد ثاني ( 1 ) بعد نقل كلام أول تذكره ( چنين كه ما نقل كرديم ) گفته است كه ( از اين تحقيق كه علامه گفت ظاهر مىشود كه اكتفا مىكنند به قبول وايجاب فعلى در هديه ) . وخود نيز اين را پسنديده وگفته است كه مىتوان اين را هم از بابت معاطات بگيريم كه افاده ملك متزلزل كند ومبيح تصرف ، ووطى كنيز هم
هامش
( 1 ) : در مسالك .