كجاوهها .
( 3687 ) الْوَادِع
: ساكن و آرام .
( 3688 ) خَفِّضْ
: فعل امر از « خفّض » ، ملايم .
و نرم باش ، مدارا كن .
( 3689 ) اجْمِلْ فِى الْمُكْتَسَبِ
: در آنچه كسب ميكنى سعى و تلاش جميل داشته باش ، يعنى بخاطر حرص و طمع از حق تجاوز مكن .
( 3690 ) الْحَرَب
: مال كسى را ربودن و ستاندن .
( 3691 ) الدَنِيَّة
: چيز حقير و پست .
( 3692 ) الرَّغَائِب
: جمع « رغيبة » ، آنچه كه انسان به آن رغبت دارد ، مانند مال و غيره ، چيز مورد علاقه .
( 3693 ) عِوَضاً
: بدل .
( 3694 ) الْيُسْر
: سهولت ، آسانى ، مقصود گشايش و فراخى زندگى است .
( 3695 ) العُسْر
: سختى ، مقصود ضيق معيشت است .
( 3696 ) تُوجِفُ
: بسرعت حركت مىكند .
( 3697 ) الْمَطَايَا
: جمع « مطيَّة » ، مركبها ، چهار پايانى كه جهت سوارى استفاده ميشوند .
( 3698 ) الْمَنَاهِل
: جمع « منهل » ، آبشخورها .
( 3699 ) الْهَلَكَة
: هلاكت و مرگ .
( 3700 ) التَلَافِى
: جبران كردن ، اصلاح آنچه كه فاسد شده يا نزديك به فاسد شدن است .
( 3701 ) مَا فَرَطَ
: آنچه از دست رفت .
( 3702 ) مَا فَاتَ
: آنچه گذشته است و باز نمىگردد .
( 3703 ) الْوِكَاء
: بندى كه بر دهانه مشك مىبندند .
( 3704 ) احْفَظُ لِسِرِّهِ
: سرش را نگهدارندهتر است ، يعنى در مصونيت و عدم افشاء آن بيشتر تلاش مىكند و حريصتر است .
( 3705 ) اهْجَرَ
: بيهوده گفت ، هذيان گفت .
( 3706 ) الْخُرْق
: درشتى ، خشونت .
( 3707 ) الْمُسْتَنْصَح
: كسى كه از او نصيحت خواسته شده .
( 3708 ) الْمُنى
: جمع « منية » ، خواستها ، آرزوها ، آنچه شخص براى خويش آرزو مىكند .
( 3709 ) النَّوْكى
: جمع « انوك » ، احمق .
( 3710 ) مَهِين
: حقير ، پست ، يعنى فرد پست و حقير نمىتواند معين و ياور انسان باشد .