تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
مدت معين وكيل باشد در بيع آن به قيمت عادله . وعمرو آن ملك را در آن وقت به كمتر از قيمت عادله بفروشد . آيا زيد بعد از اثبات اين مطلب مستحق تمام قيمت عادله هست كه از عمرو بگيرد يا نه ؟ - ؟ ودر صورتي كه مشترى شخص متغلبى است كه زيد ملك خود را از أو نمىتواند استرداد كند ، چه كند ؟ - ؟ . ودر حين مبايعه ، وكيل شرط كرده است با بايع كه هر وقت تمسكى وحجتي از جانب موكل ( 1 ) بيايد كه أو مشغول الذمة ثمن است ، وكيل برى باشد . آيا شرط جايز است يا باطل ؟ - ؟ جواب : هر گاه ثابت شود كه عمرو با وجود علم به قيمت عادله به كمتر فروخته ، در اين صورت به مقتضاى وكالت عمل نكرده ، وبيع وكالتى به عمل نيامده . بلكه چنين است حكم هر گاه تصريح به قيمت [ عادله ] نكرده باشد ، وأو را وكيل مطلق كرده باشد . زيرا كه آن هم منصرف مىشود به قيمت عادله . زيرا كه مراد از قيمت عادله همان ( ثمن المثل ) است كه در كلام فقها مذكور است . بلى ، اگر زيد اجازه كند أو را از باب بيع فضولي ، صحيح مىشود ، ديگر ادعائى بر أو نمىكند ، على الأظهر . وهر گاه اجازه نكند بيع فاسد است . ومى خواهد زيد رجوع مىكند بر مشترى ومال خود را مىگيرد ، ومى خواهد رجوع مىكند به وكيل كه اگر تواند عين را رد كند والا قيمت عادله آن را غرامت بكشد . وكيفيت رجوع وكيل ومشترى به يكديگر در كتاب متاجر گذشت ، به آنجا رجوع كن ( 2 ) . واما هر گاه عمرو جاهل بوده به قيمت ، وبه سبب جهالت به كمتر از قيمت عادله فروخته ، پس اگر تقصير كرده از تفحص واز أهل وقوف نبوده ، باز حكم آن مثل سابق است . واگر تقصير نكرده وامر بر أو مشتبه شده وبه ناداني به كمتر از ثمن العقل فروخته ، پس در اين صورت وكيل مغبون است ، وبيع از براي موكل واقع شده واز براي أو خيار فسخ هست . چنان كه هر گاه أو را وكيل كرده باشد در خريدن مبيع به قيد سلامت ( يا به سبب انصراف اطلاق به سالم ) ، وآن مبيع معيب بر آيد كه باز بيع صحيح است از براي موكل ، در
هامش
1 : در نسخه : وكيل . 2 : رجوع كنيد به مسأله طولانى ومشروح ( بيع فضولي ) در أواخر جلد دوم از همين مجلدات .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 536 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي