قدر الحصة . وهر گاه وراث فقير شدهاند وچيزى ندارند آيا بر عمرو لازم است اداى طلب
وليد يا نه ؟ - ؟ .
جواب : هر چند اظهر در نظر حقير اين است كه مال به سبب موت ملك وارث
نمىشود ( هر گاه دين يا وصيتي داشته باشد ) تا أداء دين ووصيت نشود . خواه دين
مستوعب تركه باشد يا نه . ومقتضاى اين ، موهم اين است كه چون يد عمرو وصى ،
بر مال وارد شده - كه حق ديان متعلق به أو است - ضمان متعلق به أو شود . لكن چنين
نيست زيرا كه يد عمرو ( يد امانت ) است ومادامى كه تقصير نكرده بر أو ضمانى نيست .
ومادامى كه دين ثابت نشده بود تكليف أو أداء به ورثه بود . با وجود اين كه ضمانى كه
ثابت است در صورتي است كه يد غاصبه باشد ، يا تصرف در [ مال ] به غير حق كرده باشد
هر چند عاديه نباشد . ودر اينجا تصرف به غير حق نشده . چون تصرف وارث در مال قبل
از اداى دين در اين صورت جايز است .
واما بنابر قول ثبوت ملك از براي وراث : پس اشكالى نيست در عدم ضمان
عمرو . پس وليد بايد حق خود را از هر يك از ورثه به قدر الحصة بگيرد ، ودر صورت فقر
واعسار جميع ، مهلت دهد تا خدا وسعت دهد . ودر صورت قدرت بعض دون بعض پس
هر گاه عين مال باقي نيست ، بر أو هم لازم نيست الا به قدر حصه أو . واما اگر عين باقي
است وحصه أو وفا به همه پنجاه تومان مىكند يا زايد بر قدر حصه أو [ است ] ، در اينجا
اشكال است : از اين جهت كه دين متعلق بر عين ميراث است ومادامى كه اداى دين
نشده از مال ميت بيرون نرفته است بنابر اظهر . واز اين جهت كه تعلق دين به مجموع
ميراث است پس موزع است به جميع حصص ، وزيادة از حصه به آن شخص قادر
نمىرسد . ودور نيست ترجيح ثاني .
152 : سوال : زيد با عمرو در يك باب حمام بالمناصفه شريك . وعمرو حمام را
مهمل گذاشته . زيد به أو مىگويد كه ( حمام را اجاره بكن يا اجاره بده ) . عمرو به
هيچ يك راضى نمىشود . در اين صورت زيد مىتواند با عمرو نوبه بكند ؟ وحد مناوبه چه
نحو است ؟ وچنان كه زيد أيام نوبه خود را تمام كند وعمرو در نوبه خود حمام را