تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
قدر الحصة . وهر گاه وراث فقير شده‌اند وچيزى ندارند آيا بر عمرو لازم است اداى طلب وليد يا نه ؟ - ؟ . جواب : هر چند اظهر در نظر حقير اين است كه مال به سبب موت ملك وارث نمىشود ( هر گاه دين يا وصيتي داشته باشد ) تا أداء دين ووصيت نشود . خواه دين مستوعب تركه باشد يا نه . ومقتضاى اين ، موهم اين است كه چون يد عمرو وصى ، بر مال وارد شده - كه حق ديان متعلق به أو است - ضمان متعلق به أو شود . لكن چنين نيست زيرا كه يد عمرو ( يد امانت ) است ومادامى كه تقصير نكرده بر أو ضمانى نيست . ومادامى كه دين ثابت نشده بود تكليف أو أداء به ورثه بود . با وجود اين كه ضمانى كه ثابت است در صورتي است كه يد غاصبه باشد ، يا تصرف در [ مال ] به غير حق كرده باشد هر چند عاديه نباشد . ودر اينجا تصرف به غير حق نشده . چون تصرف وارث در مال قبل از اداى دين در اين صورت جايز است . واما بنابر قول ثبوت ملك از براي وراث : پس اشكالى نيست در عدم ضمان عمرو . پس وليد بايد حق خود را از هر يك از ورثه به قدر الحصة بگيرد ، ودر صورت فقر واعسار جميع ، مهلت دهد تا خدا وسعت دهد . ودر صورت قدرت بعض دون بعض پس هر گاه عين مال باقي نيست ، بر أو هم لازم نيست الا به قدر حصه أو . واما اگر عين باقي است وحصه أو وفا به همه پنجاه تومان مىكند يا زايد بر قدر حصه أو [ است ] ، در اينجا اشكال است : از اين جهت كه دين متعلق بر عين ميراث است ومادامى كه اداى دين نشده از مال ميت بيرون نرفته است بنابر اظهر . واز اين جهت كه تعلق دين به مجموع ميراث است پس موزع است به جميع حصص ، وزيادة از حصه به آن شخص قادر نمىرسد . ودور نيست ترجيح ثاني .
152 : سوال : زيد با عمرو در يك باب حمام بالمناصفه شريك . وعمرو حمام را مهمل گذاشته . زيد به أو مىگويد كه ( حمام را اجاره بكن يا اجاره بده ) . عمرو به هيچ يك راضى نمىشود . در اين صورت زيد مىتواند با عمرو نوبه بكند ؟ وحد مناوبه چه نحو است ؟ وچنان كه زيد أيام نوبه خود را تمام كند وعمرو در نوبه خود حمام را