[ قسمت را ] .
150 : سوال : زيد فوت شد از سر پسرى ودو صبيه وزوجه . وبعد از آن كه يكى از
آن صبيه [ ها ] هم فوت شده از سر ولدى وزوجي ووالده . وبعد از آن مخلفات زيد را
قسمت كردند . ويك قطعه باغ كه موازى شش جريب است حصه صبيه متوفيه شد .
ومادر صبيه ( كه مادر ديگران هم هست ) سدس خود را از ميراث صبيه از آن باغ فروخته
به صبيه موجوده . وبعد از آن بنا را بر فسخ قسمت گذاشتند به تراضى كل كه در
مخلفات مشترك باشند . آيا الحال سدس مال آن صبيه است وبيع صحيح ولازم وغير
منفسخ است ؟ ؟ ؟ يا باطل مىشود ؟ يا صبيه مستحق سدس ربع آن قطعه باغ است - يعنى
سدس يك جزء ونيم - ؟ .
جواب : قسمت موجب تميز حقوق است وبيع نيست وعقدي نيست . وظاهر اين
است كه اقاله وفسخ مختص عقود است . وبعد تصحيح قسمت ولزوم آن به قرعه يا
تراضى ، قسمت هر يك مختص أو مىشود . ورجوع آن حصه به غير وشراكت غير در أو
بدون ناقلي از نواقل شرعيه ، وجهي ندارد .
وبه هر حال بعد از قسمت صحيحه كه آن
باغ حصه آن صبيه شده وبر وجه ميراث ، سدس آن به مادر أو رسيده وأو به خواهر
فروخته ، ديگر وجهي از براي فساد بيع
يا ناقص شدن مبيع نيست . ومجموع سدس باغ مشاعا مال همان صبيه است كه به أو
فروخته است .
151 : سوال : زيد فوت شده . [ و ] عمرو را وصى خود كرد [ ه بود ] وبعد فوت أو عمرو
مزبور تفريق محاسبات أو را با خالد ( شريك زيد ) كرد . وخالد گفت به عمرو كه ( تقسيم
تركه را موقوف دار تا من اعلام كنم ) ورفت . وبعد از رفتن أو ورثه گفتند كه قسمت
امول پدر ما را بكن وحصه ما را بده وما صبر نمىكنيم . عمرو تقسيم تركه كرد وحقوق
هر يك را داد . وبعد از چند وقت خالد آمد وگفت ( مبلغ يكصد تومان وليد از من وزيد
كه شريك من بود طلب داشت ) . واين مطلب به ثبوت شرعي رسيد وخالد حصه خود را
به وليد داد . الحال وليد پنجاه تومان حصه زيد را از عمرو مطالبه مىكند ، يا از وراث به