تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
آنچه شده است آن را بر هم زنند ورجوع كنند به اجرت عمل . وفرض معاوضه هم ظاهر است ، به جهت آن كه حصه ربح از براي هر يك در ازاى عمل است . وچون ربح بالفرض مشاع است به جهت اشاعه راس المال ، في الجملة صادق است كه هر يك به قدر عمل از مال ديگرى مىبرند . ودر مسأله قول ثالثى هست كه از أبو الصلاح نقل شده ، وآن بطلان شرط است با صحت عقد شركت . پس بايد ربح را نسبت به مالها قسمت كرد . چنان كه مقتضاى أصل شركت است ، وبنا بر قول ديگران ( كه با بطلان شرط حكم به بطلان عقد مشروط مىكنند ) پس ربح را تابع مال مىكنند وهر يك اجرت المثل عمل خود را بر مىدارند . اينها ( همه كه مذكور شد ) در وقتي است كه عمل مختص أحدهما نباشد يا أحدهما از ديگرى بيشتر عمل نكند . [ زيرا ] كه هر گاه چنين باشد ، ظاهرا خلاف نيست كه جايز است كه عامل يا آن كه عمل بيشتر مىكند ربح را بيشتر بردارد . ولكن صورت أول داخل ( مضاربه ) مىشود ، به جهت آن كه در شركت شرط كرده‌اند كه عمل از هر دو باشد . وجواز زيادتى در اين صورت هم مؤيد قول به صحت ، است در أصل مسأله . وبه هر حال ، اظهر قول سيد وتابعين أو است . هر چند ابن إدريس قول دوم را نسبت به أكثر أصحاب داده است . وهر گاه شرط كنند كه خسارت ونقصان هم على السوية باشد با تفاوت مالين ، يا بالعكس ( 1 ) ، ظاهر صحت اين شرط است . به جهت عموم وفا به عقود وشروط .
110 : سؤال : هر گاه زيد وعمرو به عقد شراكت عمل كنند در مال مشترك تا سه سال . بعد از سه سال زيد ترك عمل كند وبه عمر بگويد ( تو عمل كن ) . وعمرو هم تا سه سال ديگر عمل كند ، آيا منافع بر وجه مقرر بينهما أولا ، قسمت مىشود بدون اجرتى - ؟ . يا آن كه عمرو مستحق اجرت المثل عمل سه سأله است ؟ .
هامش
1 : شرط كنند كه خسارت ونقصان به طور متفاوت توزيع شود با مساوى بودن سرمايه‌ها .