" خوانندگى " 1 مىگويند حرام است . هر جا كه يقين حاصل شد كه آن را خوانندگى
مىگويند ، حرام است خواندن وشنيدن آن . وهر جا كه يقين است كه خوانندگى
نمىگويند حلال است . ودر صورتي كه مشكوك فيه ، باشد اظهر حليت است وأحوط
اجتناب است . ومجرد لرزيدن صدا معنى غناء نيست . وفرقى ما بين قرآن ومراثي وغير
آن نيست . والله العالم .
61 - سؤال : در بيع ، هر گاه ثمن ما في الذمة باشد . مثلا زيد از عمرو
طلبي دارد وبإزاء طلب خود متاعي از أو مىگيرد . آيا مادامى كه عين باقي باشد ، وا پس
مىتواند داد يا نه ؟ - ؟ از جهت آنكه ثمن باقي نيست .
هامش
1 : بايد معنى كاربرد واصطلاح " خوانندگى " در محاورات مردم عصر ميرزا ( ره ) مورد توجه قرار گيرد از بيان
متن ، روشن است كه منظور وى از لفظ " خوانندگى " همان است كه فقها از آن با " ترجيح الصوت مع الطرب "
تعبير كردهاند . در اينجا توجه به چند موضوع ضرورت دارد :
الف : پاسخ به اين سؤال كه " چه چيز غناء است وكدام چيز غناء نيست " از وظايف فقيه نيست . زيرا فقيه به عنوان
متخصص در " احكام " سخن مىگويد نه متخصص در " موضوعات " وهمانطور كه در متن آمده اين وظيفة
عرف است كه موضوعات را مشخص كند .
ب : حرام بودن غناء ( في الجملة ) اجماعى است وهر اختلافى كه هست در تعيين مصداق غناء است . يعنى
اختلاف در بعضي احكام در مورد غناء از اختلاف در موضوع ناشى مىشود .
ج : ترجيح صوت : زير وبم كردن صدا : آوا وآهنگ دادن به صدا .
طرب : حالتي كه در اثر احساسات شديد به فرد دست مىدهد وموجب مىشود حركاتى ( يا چگونگى خاص
رفتار ) از أو بروز نمايد كه در حالت معمولى از آن حركات بطور آگاهانه پرهيز مىكند . يعنى آن حركات را
بر خود سزاوار نمىداند . وآنها را بر خلاف " وقار " خويش مىداند .
خواه اين حالت واين حركات در اثر غم وغصه ومصيبت باشد وخواه در اثر شادى وشعف . مثلا كسى كه
برادرش مرده است در اثر اين مصيبت گريه مىكند آب چشم ودماغش سيلان پيدا مىكند از ته دل
هاى هاى مىكند به راست وچپ بىحالانه ، مىافتد . چنين شخص در أوقات ديگر اين قبيل حركات
وحالات را نسبت به خويش ناپسند وضد وقار مىداند .
وهمينطور است كسى كه تحت تأثير موسيقى غنائى ( خواه از حنجره انسان باشد وخواه از دستگاه برخيزد )
قرار مىگيرد وحركاتى از أو صادر مىشود كه در أوقات ديگر از آنها پرهيز مىكند . وآن حركات را براي
خود ناپسند وخلاف شخصيت مىداند .
پس طرب دو نوع است : طرب حاصل از مصيبت وطرب حاصل از شادى وشعف مصنوعى . نوع أول از
موضوع بحث ما خارج است ونوع دوم حرام است .
ليكن به دو مطلب در اينجا بايد توجه كرد :
أول : گفته شد " موسيقى غنائى " يعنى موسيقى غير غنائى هم هست مانند آهنگهاى رزمى .
آنچه حرام است اجماعا " آهنگهاى بزمى " است نه رزمى . البتة افراد خيلى نادر پيدا مىشوند كه
آهنگ هاى " رزمى " را نيز حرام مىدانند . زيرا آن را نيز از نظر لغت مصداق " طرب " مىدانند . وچنين هم
هست ليكن سياق بيان اخبار وأحاديث روشن مىكند كه تنها آهنگ بزمى كه هرگز از تماس با أمور جنسي
بر كنار نيست تحريم شده است ، نه آهنگ هاى ديگر .
دوم : از عبارت " شادى وشعف مصنوعى " ، استفاده شد زيرا شادى وشعف طبيعي نه تنها حرام نيست
بل مستحب هم هست . ومنظور از " مصنوعى " روشن است ومعيار آن چنين است : هر شادى وشعفى كه
غير از آهنگ وموسيقى ، عاملي ندارد . يعنى اگر آهنگى نبود ، فرد ، اين شعف را نداشت .
د : طرب غم وطرب از غصه نيز اگر از آهنگ ناشى شود باز حرام است . مثلا كسى هيچ غم وغصهاى
ندارد آهنگى را گوش مىكند ودر اثر آن گريه مىكند - غم مصنوعى -
ه : آهنگى كه شنونده را به فكر وانديشه فرو مىبرد ، نه طرب شعف ونه طرب غم ونه احساسات
نظامى ، رزمى ، هيچ كدام را ايجاد نمىكند . چه حكمي دارد ؟ . آنچه از سياق كلام علما بر مىآيد حليت آن
است . زيرا همانطور كه گفته شد هم توجه اخبار وهم توجه فقها ، در اين بحث به سوى غنائى است كه به
نوعي با أمور جنسي ارتباط دارد .
ز : در مواردى كه مشتبه است ومسلم نيست كه اين آهنگ از مصاديق " ترجيع الصوت مع الطرب " است
يا نه ؟ - ؟ ويا با وجود " ترجيح " در صورت ونيز با وجود طرب ، آيا اين طرب ، طرب غم مصنوعى يا طرب شعف
مصنوعى ، است كه حرام باشد يا از مصاديق غير حرام آن ( مانند آهنگ رزمى ) است ؟ - ؟ .
در اين قبيل موارد حكم به جواز كردهاند واحتياط را در ترك ، دانستهاند . البتة بر أساس آن قول نادر
كه در بالا ياد شد مسئله مشكل تر است ، وآهنگ به هر شكل وبا هر تأثير ، مورد اشكال مىباشد .
نتيجة : مكلف بايد موارد مختلف اين مسئله را تشخيص دهد وبر أساس آن عمل كند . وآن مكلف راحت
است كه مقلد قول نادر شود واز هر نوع آهنگ پرهيز كند