صغير خود را به قرض بر دارد . هر چند ملى 1 نباشد . وگاه هست كه از راه اضطرار مال أو
را فروخته وبه مصرف خود رسانيده ودر ذمه خود به قرض قرار داده . وفعل ولى ،
محمول بر صحت است تا فساد آن معلوم شود .
وهر گاه ولى ، مال را به جهت نفقهء خود بفروشد در صورتي كه صغير غنى باشد
وأو محتاج باشد ، امر ، أسهل وواضح است .
45 - سئوال : آيا جايز است تفاضل در معاملهء طلا ونقره با هم ؟ وآيا فرقى ما بين
طلا ونقره خوب وبد هست يا نه ؟ - ؟ وهر گاه يكى از آنها مغشوش باشد ( مثل اينكه در
پول نقره مس يا قلع باشد ) مىتوان معامله كرد به خالص آن جنس ( به آن خوب وبد )
يا نه ؟ - ؟ وآيا به غير جنس خود مىتوان معامله كرد يا نه ؟ - ؟ وهر گاه هر دو مغشوش
باشند ، چه حال دارد ؟ .
جواب : طلا را با طلا ونقره را با نقره جايز نيست كه تفاضل بگيرد . به جهت آنكه
ربا است . جزما .
وفرقى ما بين خوب وبد آنها نيست ، يعنى نقره بد مثلا هر چند به نصف قيمت نقرهء
خوب بيرزد ، كه جايز نيست معامله با زيادتى ، كه يك مثقال را بدهد ودو مثقال بد را
بگيرد . وهمچنين فرقى نيست ما بين سكه دار وبي سكه وشمش كرده يا مصنوعى
[ صحيح : مصوغى ] ودرست يا شكسته .
وهر گاه در يكى از آنها غش باشد مثل پول نقرهاى كه در آن قلع يا مس باشد ،
هامش
1 : ملى : با تشديد آخر اين لفظ در اصطلاحات فقهى سه كاربرد دارد :
الف ) ملى : ثروتمند : غنى .
ب : ملى : كسى كه عمر دراز كرده .
ج : ملى : كسى كه اميد است عمر دراز بكند : أوضاع وشرايط جسمي أو نشان مىدهد كه زمان درازى خواهد
زيست .
غير ملى ( در متن : ملى نباشد ) كسى كه اميدى به زندگى طولانى أو ، نيست . مانند كودكان استثنائي
ومعلول . ظاهرا مراد ميرزا ( ره ) در متن همين است . وممكن است كه " باشد " صحيح باشد . يعنى : هر چند كه
پدر ثروتمند باشد . وجمله بعدى گواه اين است