تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
تمام دية را بايد بدهد . پس تا امر جراحت به نهايت نرسيده وعاقبت آن معلوم نشده ، دية مستقر نشده . وهمچنين نسبت به اقسام جنايات ، حال مختلف است در اينكه در بعضي متعلق به ذمه جانى است ، مثل شبه عمد . وبعضي متعلق به " عاقله " است . واز براي بعضي مدتي در شرع قرار داده شده مثل ديهء خطا ، كه در سه سال مىدهند . وعاقله مختلف مىشود چون معتبر در آن اين است كه هر كس كه يافت شود از عاقله در حين حلول اجل متعلق به أو مىشود ، پس قبل از حلول اجل ، معلوم نيست كه كيست كه اين در ذمهء أو تعلق گرفته كه رهن از أو گرفته شود . وهمچنين بعضي گفته‌اند كه هر گاه جنايت از بابت قطع زبان يا ذكر باشد در آنجا جايز است رهن . از براي آنكه نهايت اين مرگ است ودر مرگ ديهء كامله است ، وبدون مرگ هم ديهء آن عضو ديهء كامل است . پس در اينجا هر چند هنوز جنايت مستقر نشده . وليكن موجب آن مستقر شده كه تمام دية . واين سخن دور نيست . وهمچنين : صحيح نيست رهن بر مال جعاله مادامى كه آن عمل تمام نشده . چون مستقر نمىشود استحاق الا به عمل آمدن آن كار ، مثل آوردن گريخته . واينكه گفتيم " در ذمه باشد " احتراز كرديم از عين . كه حكم آن مخالف با حكم دين است . وتفصيل كلام در اين است كه هر گاه عين از بابت امانت باشد مثل وديعه وعارية غير مضمونه ، صحيح نيست رهن بر آن ، وظاهرا خلافي در آن نيست ، ودر مسالك تصريح كرده است به اينكه اتفاقي است . هر چند ممكن است كه تعدى وتفريط رو بدهد كه موجب ضمان باشد . وظاهر اين است كه علامه در تذكره دعوى اجماع كرده باشد ، يا از كلام أو ظاهر مىشود عدم خلاف . چنان كه آخوند ملا احمد ( ره ) اشاره به آن كرده . وهمچنين نسبت اجماع به تذكره از كلام غير أو هم ظاهر مىشود . وهمين دعوى اجماع به ضميمهء " أصل عدم " كافى است در اثبات مطلب واحتياج به تكلفاتى كه كرده‌اند در اثبات مطلب ، نيست . واما عين مضمونه مثل عاريهء مضمونه ( يعنى آنچه به عارية گرفته است به شرط