تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
اشكال است ومحقق در شرايع ونافع وعلامه در تحرير قائل به جواز شده‌اند . واز تنقيح نقل نسبت اين قول به شيخ شده وخود نيز آن را پسنديده وأو هم به همين معنى تكيه كرده كه دين شدن آن ، بعد معامله است 1 نه قبل . چنان كه خواهيم گفت . وعمومات هم دلالت بر آن دارد واجماعى كه ادعا شده در لزوم قبض مجلس در اينجا معلوم نيست . ومؤيد آن است روايت أحمد بن محمد بن عيسى : " قال : حدثني إسماعيل بن عمر ، انه كان له على رجل دراهم فعرض عليه الرجل انه يبيعه بها طعاما إلى اجل . فامر إسماعيل من سئله فقال : لا بأس بذلك . قال : ثم عاد إسماعيل فسئله عن ذلك فقال : انى كنت أمرت فلانا فسئلك عنها فقلت " لا بأس " فقال : ما يقول فيها من عند كم - ؟ . قلت : يقولون فاسد . قال : لا تفعله ، فانى 2 أو همت . " . واخر حديث محمول است بر تقيه . واستدلال مشهور به اينكه اين بيع دين به دين است ، ممنوع است به جهت آنكه متبادر از بيع دين به دين ، اين است كه قبل از وقوع عقد ، عوضين هر دو دين باشند . ودر اينجا مبيع قبل از بيع ، دين نيست بلكه به سبب بيع ، دين مىشود . واما هر گاه معامله بر ذمه واقع شود وآن دين را ثمن قرار ندهند ولكن بعد از معامله در همان مجلس ، ، ثمن را از جملهء دين محسوب دارند ، پس در اينجا مشهور جواز است . به سبب اينكه در اينجا دين ، ثمن واقع نشده چون در عرف ، ثمن آن را مىگويند
هامش
1 : صاحب تنقيح نقل مىكند نقل نسبت اين قول به شيخ را ، پس چنين چيزى مسلم نيست . علماى متقدم تا عصر مرحوم محقق ( حدود أواخر قرن هفتم هجرى قمري ) همگى صورت مورد بحث را با اطلاق كلامشان حرام دانسته‌اند . وتنها محقق وعلامه وصاحب تنقيح ، اين نظريه را داده‌اند كه چهارمين آنها مرحوم ميرزا است . 2 : وسائل : ج 13 ص 64 أبواب السلف باب 8 ح 1 توضيح : علاوة بر اضطراب‌هاى متعدد در متن حديث ، إسماعيل بن عمر هم واقفي مذهب است وهم توثيق نشده است .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 151 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي