تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
بيشتر او ، باز چنين آزمايشى را برايش مقرر داشته ، چنين توانى را روزيش مىفرمايد . جهت ديگر به اصل مسئله بازمىگردد ؛ براى يعقوب عليه السّلام روا و جايز بوده است كه به يوسف عليه السّلام ، لطف و توجّه بيشترى نمايد . چه اينكه نسبت به قصد سوء برادران آن حضرت و فتنهء ايشان ، آگاهى نداشته و سرانجام اين كار را نمىدانسته است . بلكه ، به لحاظ مشاهدهء حسن رفتار و ظاهر آراسته‌شان چنين مىپنداشته كه توجّه بيشتر به يوسف عليه السّلام حسادت آنان را بر نخواهد انگيخت . زيرا اگرچه « حسد » امرى رايج است امّا بسيارى نيز از آن منزّه و به دورند و نشانه‌هاى اين دورى و آراستگى به اخلاق پسنديده در ايشان مشهود بوده است . به علاوه لطف و عنايت بيشتر نسبت به يكى از فرزندان به دليل انتظار جبران اين احسان از سوى فرزند نيست . زيرا « محاباة » مصدر مفاعله از ( حبا / بخشش ) و به معنى بخشش متقابل و در عوض مىباشد . و اين خارج از مفهوم احسان بيشتر به خاطر محبّت ، نظير محبّت پدر به فرزند است . [ زيرا پدر در برابر ابراز محبتش منتظر واكنش مشابه فرزندش نمىباشد . ] با چنين شرحى علّت محبّت بيشتر آن حضرت به يوسف عليه السّلام روشن و اصل مسئله منتفى خواهد شد . در مورد معنى
إِنَّ أَبانا لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 1 » بايد اظهار داشت كه قصد آنان ، گمراهى از دين نبوده است . بلكه مراد ايشان خروج از طريق عدالت و عدم برخورد يكسان با همهء پسران مىباشد . زيرا به‌زعم آنان چنين برخوردى [ برخوردى يكسان ] درست و عادلانه بود . ديگر آن‌كه واژهء « ضلال » به معنى ( عدول / روى گرداندن ) بوده ، اطلاق ( ضالّ / گمراه ) به كسى كه از چيزى روى گردانده يا به آن پشت كند ، درست است . و چه‌بسا منظور آنان از « ضلال » بنا به اعتقادشان ، گمراهى از دين باشد . چه اينكه ممكن است كسى ، امر درستى را نادرست پندارد . اگر چنين اشكال شود كه : چگونه جايز است از برادران يوسف عليه السّلام كه اكنون پيامبر شمرده مىشوند ، چنين قبح و خطايى سرزند ؟ يا اگر بگوييد كه در آن زمان پيامبر نبوده‌اند ، اين اشكال [ بار ديگر ] مطرح است كه چرا جايز نيست پيامبران قبل و پس از پيامبرى مرتكب قبيحى شوند ؟
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 8 . پدرمان در گمراهى آشكار است .
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 84 | الشريف المرتضى / رحيمى