تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
افراد بشر باشد . زيرا اگر ترسانده شده و از ديده‌هاى آنان پنهان شود ، به اين سبب مصلحتى را از دست دهند به دليل و پيامد كارى بوده است كه خود انجام داده‌اند و [ در حقيقت خود مردم حضرتش را ] به پنهان شدن و غيبت واداشته‌اند . بنابراين و بال امر بر ايشان بوده ، تنها سزاوار نكوهش خودشان مىباشند . امّا اگر خداوند متعال از سر اختيار ، امام را از ميان برده ، مردم به سبب آن از مصلحت يا مصلحتهايى محروم مانند ، مىتوان آن را بر عهدهء خداوند دانسته ، اين اسناد را به او داد . سؤال : تكليف اجراى حدّهايى كه در زمان غيبت بر جنايتكاران واجب مىشود ، چيست ؟ آيا اين حدّها ساقط شده و از بين مىروند ؟ اگر در پاسخ « آرى » بگوييد ، آشكارا نسخ دين پيامبر ( ص ) را اظهار داشته‌ايد و اگر معتقد به لزوم اجراى اين حدود باشيد ، چه كسى در غيبت امام ، اين حدّها را جارى كرده و برپامىدارد ؟ پاسخ : اجراى حدّ كارهاى زشت بر مرتكبان آن واجب است . امّا اگر انجام آن در زمان غيبت براى امام ناممكن باشد ، گناه آن بر عهدهء كسانى است كه اين غيبت را موجب شده و با كارهاى خود ، مانع ظهور آن حضرت شده‌اند . و نسخى در دين صورت نپذيرفته است . زيرا واجب بودن برپاداشتن حدود در دين ، مشروط به عدم مانع و ممكن بودن انجام آن مىباشد و ساقط شدن يك واجب به دليل وجود مانع و عدم امكان اجراى آن ، نسخ شمرده نمىشود چه اينكه شرط وجوب ، وجود نداشته است . نسخ ، تنها در صورتى است كه با وجود امكان امام ، به واجبى عمل نشود . ضمن آن‌كه پاسخ به اين سؤال براى مخالفان ما ، در مسئله امامت نيز لازم است . از آنان سؤال مىشود : حكم حدّهايى نظير نصب امام و انتخاب او كه در زمان عدم توانايى اهل حل و عقد واجب مىشود ، چيست ؟ اين حدّها باطل مىشوند يا اينكه با وجود نبودن امكان اجراى آن ، استحقاق و بايستگى آن از بين نمىرود ؟ آيا عدم امكان ، مقتضى نسخ دين است ؟ به هرچه در پاسخ اين سؤالها بدان تمسّك جويند ، پاسخ ما نيز همان است .

نياز مردم به امام

سؤال : با وجود غايب بودن امام ، حقّ ، چگونه شناخته مىشود ؟ آيا اين ، مقتضى سرگردان بودن مردم نمىشود ؟ اگر بگوييد كه حق با دلايل خود دانسته مىشود ، به شما گفته
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 282 | الشريف المرتضى / رحيمى