تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
معاويه كسانى كه بىهيچ پرده‌پوشى ، دلباختگى كامل خود به ثروت [ نسبت به پايبندى در دين ] را آشكار مىكردند ؛ در برابر آن امام ، اظهار آمادگى ، يارى و پشتيبانى كرده و ايشان را به جنگ واداشتند به اين اميد كه آن حضرت را به ورطهء جنگى [ نابرابر ] وارد كرده ، حضرتش را تسليم معاويه كنند . امّا امام عليه السّلام اين توطئه و فريب را احساس كرد و از تحقق نيرنگى كه تا انجام ، راهى نداشت خود را كنار كشيد . در حالى كه هنوز وقت براى اين پرهيز فراخ بود . آن حضرت در جايگاههاى مختلف و با بيانهاى گوناگون ، آشكارا و به تفصيل از اين توطئه سخن گفته است . حضرت مىفرمود : إنّما هادنت حقنا للدّماء و صيانتها و إسفاقا على نفسي و أهلي و المخلصين من أصحابي يعنى : تنها ، براى حفظ خونها و پاسدارى از آن و بيم بر جان خود ، خانواده و ياران مخلصم ، صلح كردم . چگونه از [ به اصطلاح ] ياران بر جان خود و خانواده‌اش بيم نداشته باشد ، در حالى كه وقتى به معاويه نامه‌اى نوشته ، بيعت مردم با خود ، پس از شهادت امير مؤمنان عليه السّلام را به او اعلان نمود ، از او خواستند كه به اطاعت ايشان درآيد ، معاويه آن جواب معروف و فريبكارانه و مجادله‌آميز را نوشته ، در آن اظهار داشت . اگر مىدانستم كه تو [ اى حسن ! ] سزاوارتر به حكومت ، نگاهبان‌تر براى مردم ، دشمن‌فريب‌تر و در همهء امور قوىتر از منى ، هرآينه با تو بيعت مىكردم . زيرا در آن صورت تو را شايستهء هر خيرى مىديدم . معاويه در ادامهء اين نامه ، مىگويد : « كار من و تو مانند كار ابو بكر با پدر تو و وضع شما [ اهل بيت ] پس از وفات پيامبر است . . . اين نامه ، امام حسن عليه السّلام را به ايراد خطبه‌اى براى ياران خود در كوفه واداشت . تا آنان را به جهاد برانگيخته ، فضيلتهاى خود را بيان كرده و ثواب الهى جهاد در كنار خود را براى ايشان بازگويد . و به آنان دستور رفتن به آماده‌گاه رزم داد . امّا هيچ‌كس به نداى او پاسخ نداد . عدىّ بن حاتم گفت : سبحان اللّه ! آيا امامتان را اجابت نمىكنيد ؟ خطيبان مصر كجايند ؟ پس « قيس بن سعد » و برخى ديگر برخاسته ، دربارهء جهاد به نيكويى ، سخن پرداختند . و ما مىدانيم كسى كه از ايراد سخنى دريغ ورزد ، به دريغ ورزيدن از انجام كار سزاوارتر [ و نزديكتر ] است . آيا يكى از ايشان در تاريكى ساباط مدائن [ نام جايى ] ، حضرتش
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 267 | الشريف المرتضى / رحيمى