تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
پاسخ : امير مؤمنان عليه السّلام از زيادى احتياط در دين و پايبندى بدان و علم به اينكه چه‌بسا ضرورتى ، راوى را به نقل مضمون سخن و فحواى كلام ، وادارد ، خواسته است براى شنوندگان تفاوت اين مسئله روشن كند و بين كلامى كه در آن تحريف و تبديلى صورت نگرفته ، باطن آن همچون ظاهر آن است . و آنچه كه مىتوان بنا به ضرورت در لفظ آن تغييرى ايجاد نمود ، را بيان كند . و اين نشان نهايت درست‌انديشى آن حضرت و علاقه‌مندى ايشان به از بين بردن هر شبهه و فريبى است . اين بيان ، درست برعكس آنچه نظّام سعى در تلقين آن دارد ، روشنگر و دوركنندهء هر شبهه‌اى از احاديث نقل شده توسط آن حضرت مىباشد . زيرا شخص فريبكار براى دست يافتن به منظور خود ، قصد مبهم گذاردن و عدم توضيح و اظهار خلاف را دارد ، آن حضرت چنين خواست كه با بيان تفاوتهاى سخنانش و توضيح فرق انواع آن ، مانع ورود شبهه‌اى به ذهن و دل افراد شود . عجيب‌تر از همهء اين سخنان ، آن‌كه مىگويد : اگر امير مؤمنان با توريه ، سخنان پيامبر را نقل نمىكرد . از كار خود عذر نمىخواست . جهت تعجّب آن‌كه ، چنان‌كه او پنداشته است ، حضرتش عذرى نخواسته است . بلكه ايشان آن را نفى نمود كه عيب و نقصى به روايت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وارد آورد . چنان‌كه در بسيارى از اوقات ، روايت‌گر به قصد روشنگرى و از بين بردن شبهه ، چيزى را به اصل خبر مىافزايد و چنين نيست كه هركس چيزى از خود نفى كرده ، برائت خود از آن را اعلان نمايد ، مرتكب آن شده است . گفتهء آن حضرت كه : لأن أخرّ من السّماء . . . نشان مىدهد كه حضرتش چنين كارى نكرده و نخواهد كرد بلكه آن را از خود نفى مىكند تا كسى سخنان خود ايشان را با آنچه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل مىكند ، [ از نظر لفظ ] يكى نداند .

على عليه السّلام و سوگند دادن راويان

سؤال : جهت اين گفتهء امير مؤمنان عليه السّلام چيست ؟ كه فرمود : كنت إذا حدّثني أحد عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بحديث استحلفته باللّه أنّه سمعه عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فإن حلف صدّقته و إلّا فلا و حدّثني أبو بكر و صدّقني . يعنى : من چنان بودم كه وقتى كسى از