كشت . فضاله پسر ابو فضيله - از اصحاب بدر - نقل كرده است كه امير مؤمنان عليه السّلام در « ينبع » بيمارى سختى يافت . پس پدرم آهنگ عيادت او كرد و من نيز با او همراه شدم . چون به حضور امير مؤمنان عليه السّلام رسيديم ، پدرم به ايشان عرض كرد : به مدينه مرو .
زيرا اگر مرگت فرارسيده باشد ، يارانت در كنار تو بوده ، بر تو نماز مىگذارند . تو اينجا در ميان عربان « جهينه » اى .
آن حضرت فرمود : إنّي لا أموت من مرضي هذا لأنّه فيما عهده إلىّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله إنّى لا أموت حتّى أؤمّر و أقتل النّاكثين و القاسطين و المارقين و حتّى تخضب هذه من هذا . يعنى : من از اين بيماريم نمىميرم . به خاطر آنچه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به ياد دارم . من نمىميرم تا آنكه به خلافت [ ظاهرى ] برسم و ناكثان ، قاسطان و مارقان را بكشم و اين از اين رنگين شود . و به موى صورت و سر خود اشاره كرد .
ذكر همهء آنچه در اين موضوع نقل شده است به درازا مىكشد و مسئله خبر دادن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به امير مؤمنان در مورد سرگذشت ايشان با خوارج امرى كاملا روشن است .
سخن على عليه السّلام در مورد نيرنگ بودن جنگ
سؤال : جهت اين روايت كه از امير مؤمنان عليه السّلام نقل شده است چيست ؟ [ كه مىفرمايد : ] إذا حدّثتكم عن رسول اللّه بحديث فهو كما حدّثتكم ، فو اللّه لأن أخرّ من السّماء أحبّ إلىّ من أن أكذب على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . و إذا سمعتموني أحدّث فيما بيني و بينكم ، فإنّما الحرب خدعة .
آنگاه كه سخنى را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى شما مىگويم ، آن ( سخن ) چنان است كه به شما گفتهام زيرا به خدا سوگند ! هرآينه سقوط از آسمان به زمين بر صورت ، نزد من محبوبتر از آن است كه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دروغى را نسبت دهم . و اگر از من در ميان خود و شما سخنى را شنيديد ؛ پس [ همهء ] جنگ ، فريب است .
آيا اين از جملهء آنچه نظّام آن را نفى كرده ، نيست ؟ او مىگويد : اگر ( امير مؤمنان ) با آنان از فحواى كلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سخن نگفته . اصل سخن ايشان را نقل مىنمود ، نيازى به عذرخواهى نداشت .
نظّام : معتقد است كه اين بيان ، فريبكارى در سخن ( نقل حديث ) تلقى مىشود .