گريز و تخطّى از آن وجود نداشت .
صاحبنظرى را حقّ شركت نكردن در بيعت نبود از سويى ، آن حضرت را در صورت تأخير [ در بيعت ] تهديد نمودند .
زمانى گفته مىشد : موضعى مگير كه گمان برند به پسرعموى خود حسد مىورزى . و زمانى ديگر سخنى شبيه بدان ، سخنان و رفتارى كه مقتضى پذيرفتن مسئله به شكل مورد نظر آنان بود و حكايت از كارى انجام و تمام شده داشت . همهء اينها علائم ، بلكه نشاندهندههاى زيان [ اشارهشده ] در مخالفت ورزيدن با وضع پيشآمده بود .
ديگر آنكه به اعتقاد ما ، تقيّه و ترس از وارد آمدن ضررى بيشتر به دين ، چيزهايى است كه هيچ گريزى از آنها وجود ندارد . زيرا اگر [ مخالفان ] چنين فرض كنند كه مذهب ما از نظر نصّ ( تصريح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) صحيح است ، زيرا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امامت امير مؤمنان عليه السّلام را در مواضع متعدّد و با بيانهاى گوناگونى كه قابل تأويل و توجيه نيستند ، اظهار داشته بودند . از سويى بيشتر مردم شخص تعيينشده از جانب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديدند امّا با وجود و حضور او به نزاع با يكديگر برخاسته و گويى هيچ سابقهاى از آنهمه گفته در ذهن خود نداشتند [ چه جايى براى اقدام حضرتش باقى مانده بود ؟ ]
آيا چنين نبود كه مهاجران گفتند : ما به حكومت سزاوارتريم ، زيرا پيامبر ( ص ) از ماست و . . . و انصار [ در مقام پاسخ ] اظهار داشتند : ما او را پناه داديم و يارى كرديم ؛ پس از ما اميرى و از شما نيز اميرى باشد .
اينها گفتههاى آنان است كه هيچ نشانى از سخن و تصريح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دربارهء امير مؤمنان در آن ديده نمىشود ، همهء اينها در حالى است كه زمانى طولانى ميان اين گفتهها و سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نگذشته است امّا آنان ، همهء آن سخنان را به دست فراموشى سپردند و تغافل نمودند ، در حالى كه مسألهاى با چنين اهميّت ، قابل غفلت و فراموشى نيست .
بنابراين تنها سخن باقىمانده و شايستهء گفتن آن است كه آنان به تصميمى [ از پيش تعيينشده ] عمل كردند و خود را به ناديده انگاشتن حقّى چنين آشكار واداشتند در حالى كه خود را مجاز به اقدامى بر خلاف خواستهء پيامبر ( ص ) ، آن هم نسبت به بزرگترين دستورها و محكمترين فرمانهاى حضرتش نمىدانستند . همچنانكه تظاهر به روى گرداندن از دستور مؤكّد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را بر خود روا نمىشمردهاند ، مگرآنكه انگيزهاى قوى يا مسألهاى مهمّ كه بيم
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 223
مساهمون: الشريف المرتضى
ص٢٢٣