پيروانش ، تقاضاى كاهش تعداد نمازهاى واجب را نمود .
نظير آنچه در تغيير يا ترك مصلحت بهواسطهء تقاضا گفته شد . [ به عنوان مثال ] كارى نذر شده است ، امّا اگر قبل از تحقّق خواستهء نذركننده ، انجام شود ، در اين صورت آن كار مستحبّ يا مباح است ، امّا اگر نذر محقّق شود ، آن كار ، واجب و جزء عبادات واجب مىگردد . واگذارى و عرضهء مورد معامله به خريدار نيز واجب نيست امّا با شرط وقوع بيع ( معامله ) ، اين كار واجب و مصلحت تلقّى مىشود . نمونههاى فراوان ديگرى نيز در امور دينى وجود دارد كه قابل شمارش نيستند .
و سخن حضرت موسى عليه السّلام به آن حضرت كه : امّت تو توان انجام اين حدّ از عبادت را ندارند ، پس تقاضاى تخفيف كن . نيز به عنوان تنبيه و آگاهاندن نبوده است . و بعيد نيست كه حضرتش قصد اظهار چنين تقاضايى را ، در صورت عدم بيان موسى عليه السّلام نيز داشتهاند .
همچنين ممكن است كه گفتهء آن حضرت ، انگيزهء پيامبر عليه السّلام را در تقاضايى كه اظهارش براى وى مباح بوده است ، تقويت كرده باشد .
عدهاى نيز اظهار چنين گفتهاى را از سوى موسى عليه السّلام بعيد دانستهاند زيرا اين امر مقتضى زنده بودن آن حضرت در آنوقت مىباشد ، در حالى كه اين پيامبر بزرگ سالها ، بلكه قرنها پيش از جريان اين گفتگو ، قبض روح شده بود . امّا اين امر ( زنده بودن موسى عليه السّلام ) بعيد و دور از ذهن نيست . زيرا خداوند متعال به ما از زنده بودن پيامبران عليهم السّلام و بندگان شايستهاش در بهشت و روزى خوردن ايشان ، خبر داده است بنابراين مانعى در گرد آوردن پيامبر ما ( ص ) و حضرت موسى عليه السّلام در يك جا وجود ندارد .
دربارهء اجازه خواستن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از پروردگار براى خواندن قرآن به هفت حرف
سؤال : نقل است كه خداوند متعال به پيامبرش دستور داد كه قرآن را به يك حرف بخواند . پس جبرئيل به آن حضرت گفت : اى محمّد ! از او بيشتر بخواه . آنگاه حضرتش از خداوند خواست كه به او اجازه دهد تا قرآن را به هفت حرف بخواند . تأويل يا وجه اين روايت چيست ؟
( 1 ) - بر آگاهى بيشتر به تفسير آيهء 87 سورهء حجر ( 15 ) و كتابهاى علوم قرآنى مانند الاتقان فى علوم القرآن رجوع كنيد . - م .