تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
دشمنان كوتاهى نكنند . خداوند مىفرمايد :
فَاضْرِبُوا فَوْقَ الْأَعْناقِ وَ اضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ
« 1 » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين فرمان را به ياران خود رساند امّا آنان از اجراى فرمان سر تافته و در جنگ بدر ، گروهى از مشركان را به اميد گرفتن خونبها ( فديه ) به اسارت خود درآوردند . پس خداوند ، كار آنان را زشت شمرده و درستى آنچه را كه به حضرتش دستور داده بود ، بيان داشت . امّا چنانچه پرسيده شود : اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خارج از اين عتاب بوده است ، وجه عبارت
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى ،
چيست ؟ مىگوييم : اصحاب ، اسيران گرفته شده را به حضرتش داده و درحقيقت اسيران آن حضرت و خوانده‌شده به نام ايشان بوده‌اند . اگرچه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنان را بدين كار فرمان نداده و خلاف آن را از ايشان خواسته بود . سؤال : آيا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آنان را به هنگام اسير كردن [ مشركان ] نديد ؟ چرا آنان را از اين كار نهى نفرمود ؟ پاسخ : لزوما پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بينندهء مسئله و شاهد به اسارت درآمدن ايشان نبوده است زيرا بنا به روايت آن حضرت در روز [ وقوع جنگ ] بدر در ( عرش / سايه‌بان ) نشسته بود و وقتى پيروان و ياران آن حضرت از ايشان دور شدند ، ناآگاهانه تعدادى از مشركان را اسير خود كردند . اگر گفته شود : چرا حضرتش با مشاهدهء اسيران ، فرمان كشتن آنان را صادر نفرمود تا نافرمانى نكرده ، موجب نكوهش خود را فراهم نياورد ؟ آيا چنين نبوده است كه پس از مشورت با اصحاب خود ، ابو بكر نظر داد كه آنان را زنده نگهداريد امّا نظر عمر كشتن آنان بود و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به انديشهء ابو بكر عمل كرده ، بنا به روايتى ، عتاب آن حضرت بدين خاطر بوده است ؟ مىگوييم : جهت آن‌كه حضرتش آنان را نكشت ، بنا به ظاهر ، ممكن است كه مصلحت كشتن آنان وقتى حاصل مىگرديد كه محارب بوده‌اند . يا ، اگرچه كشتن آنان بهتر از به اسارت درآوردنشان بوده است امّا چون اسير شدند ، مصلحت تغيير يافته و زنده نگه‌داشتن‌شان بهتر و شايسته‌تر بوده است . و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز ، جز پس از نزول وحى و آگاهى يافتن از درستى رأى ابو بكر ، با نظر او موافقت نفرمود . به‌اضافه ، وقتى كه ظاهر و مضمون آيه وقوع گناهى ( نافرمانى ) را در اين موضوع از آن حضرت نشان نمىدهد چگونه مىتوان روايتى شاذّ [ غير قابل استناد ] را
هامش
( 1 ) - انفال ( 8 ) آيهء 12 . گردنهايشان را بزنيد و سر انگشتانشان را قطع كنيد .