حضرتش آنچه را كه بعدا آشكار نمود در همان موقع اظهار مىداشت و تنها از خداوند مىترسيد نه مردم ؛
مىگوييم : بيشتر آنچه از آيه دانسته مىشود حكايت از آن دارد كه حضرتش كارى را انجام داد كه ترك آن شايستهتر و بهتر بود و البتّه آن حضرت با ترك اولى ، گناهكار شمرده نمىشود .
و چهبسا كه تحمّل شايعهها و نسبتهاى نارواى منافقان از سوى آن حضرت ، براى ايشان بهتر و فراهمآورندهء استحقاق بيشتر براى پاداش [ عظيم ] الهى بود . بنابراين تأويل ، اظهار آنچه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در دل خود پنهان داشته بود ، بهتر از مخفى داشتن آن مىباشد ضمن آنكه در ظاهر آيه چيزى كه مقتضى و نشاندهندهء ترك اولى يا عتابى از سوى خداوند و نسبت به آن حضرت باشد ، وجود ندارد .
دربارهء اينكه « خداوند آنچه را كه حضرتش در دل خود پنهان كرده بود ، آشكار ساخت . » [ بايد گفت : ] هيچ شبههاى در آن نبوده و ارادهء خداوند خير محض است .
در عبارت :
وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ
« 1 » نيز ، اگرچه ظاهر آن و به تحقيق ، مقتضى ترك انجام بهتر ( ترك اولى ) نيست امّا شبههاى اندك در آن به نظر مىرسد . زيرا آيه از اين نكته خبر داده است كه آن حضرت از مردم مىترسيده در حالى كه ترس از خدا براى او سزاوارتر است . امّا نگفته است كه تو به كار بهتر عمل نكرده و به آنچه پايينتر و پستتر است ، روى نمودى . و چنانچه شبههاى در ظاهر آيه وجود داشته باشد ، ترك و عدول از آن به خاطر وجود دلايل محكم لازم مىنمايد .
همچنين گفته شده است كه با شدّت يافتن اختلاف زيد بن حارثه و همسرش ، زينب دختر جحش ، و نزديك شدن [ زمان ] وقوع طلاق ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دريافت كه چون زينب ، دخترعمهء آن حضرت بود برآن حضرت لازم است كه با وى ازدواج كند . چنانكه حمايت از نزديكان بر يكايك ما فرضى الهى است . لذا وى را به دليل خويشاوندى ميان آن دو ، به خانوادهء خود ملحق كرد تا فقر و بيچارگى دامن او را نگيرد .
پس خداوند نيز فرستادهء خود و مردم را از ايثار حضرتش ، همان چيزى كه او در درون
هامش
( 1 ) - احزاب ( 33 ) آيهء 37 . از مردم مىترسيدى و خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى .