تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
صحيح دانست و بدان توجّه نمود ؟ ! از سويى ما نمىتوانيم بدانيم كه چرا در اين موضوع ، گناهى را به آن حضرت نسبت داده‌اند . زيرا بعيد به نظر نمىرسد كه از طريق وحى دستور كشتن اسيران ، به آن حضرت داده شده باشد يا اينكه چيزى در اين موضوع وحى نشده امّا حضرتش آن را به اجتهاد خود و مشورت با يارانش موكول نموده است . بنابراين اگر مسئله اوّل باشد كه برآن حضرت روا نيست ، با آنچه به او وحى شده است ، مخالفتى ورزد و هيچ‌يك [ از مفسّران و مورّخان ] نگفته‌اند كه آن حضرت در مسئله اسيران بر خلاف نصّ [ آيات صريح ] عمل نموده است بلكه ادعا مىشود ايشان كارى بر خلاف ثواب الهى انجام داده است . و جاى اين نيز باقى است [ زيرا ] چگونه ممكن است كه آن حضرت در مورد اسيران پس ازآن‌كه صريحا به كشتن آنان مأمور شده بود ، به مشورت نشسته و آراء مختلف را بشنود ؟ در حالى كه كسى نمىتواند بگويد : اگر با وجود آيه‌اى روشن مبنى بر زنده نگه‌داشتن آنان مشورت دربارهء كشتن يا زنده نگه‌داشتن آنان جايز است ، آيا مشورت در اين موضوع با وجود نصّ بر كشتن ايشان جايز است ؟ ! از طرفى نيز ممكن است كه به آن حضرت پيش ازآن‌كه به يكى از اين دو امر ( كشتن اسيران يا زنده نگه‌داشتن آنان ) مأمور شود ، دستور داده شده بود كه در اين‌باره مشورت كند و سپس به آن حضرت دستور رسيده است كه بدانچه موافق يكى از دو رأى جلب شده در مشورت باشد ، عمل كند . و اين نكته‌اى است كه در آن مجالى براى مخالفت مخالفان يا اظهار سخنى مانند آن ، را باقى نمىگذارد . و چنانچه در موضوع اسيران چيزى به آن حضرت وحى نشده باشد و خداوند تصميم‌گيرى دربارهء آن را به اجتهاد آن حضرت و مشورت با يارانش قرار داده باشد ، جهتى براى نكوهش حضرتش وجود نخواهد داشت زيرا پيامبر ( ص ) آنچه را كه اجتهاد خود و مشورت با اصحاب بدان حكم نمود ، انجام داده است . و در اين صورت چگونه مىتوان سرزنش و عتابى را متوجّه آن حضرت كه عمل به واجبى كرده و از حدود تكليف خارج نشده است ، دانست . و اين تأويل گمراهى كسانى كه نافرمانى و گناهى را به آن حضرت نسبت داده‌اند ، نشان مىدهد .
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 189 | الشريف المرتضى / رحيمى