عَلِيمٌ حَكِيمٌ
« 1 » چيست ؟
آيا در تفسير اين آيه نقل نشده است كه پيامبر ( ص ) با مشاهدهء روىگردانى قوم خود ، احساس فشار و سختى كرد و در دل از خداوند موجبات نزديك شدن و جلب دلهاى ايشان را خواست و عشق به اين معنى در روح آن حضرت رسوخ كرد . پس وقتى كه آيه
وَ النَّجْمِ إِذا هَوى
« 2 » نازل گرديد .
شيطان با ملاحظهء محبّت آن حضرت نسبت به آنان بر زبان وى « تلك الغرانيق العلى و إنّ شفاعتهنّ لترتجى » را جارى ساخت . يعنى : آن بتهاى بلندمرتبهاى كه به شفاعت آنها اميد مىرود . با شنيدن اين جملهها قريش به وجد آمد و از اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خدايانشان را به پاكى ياد كرده بود ، به شگفت آمدند ، بهگونهاى كه سر به سجده نهادند و مؤمنان نيز به دنبال آنان سجده كردند . و در مسجد [ الحرام ] هيچ مؤمن و مشركى نماند ، مگرآنكه پيشانى بر خاك سائيد . بجز وليد بن مغيره كه پيرمردى فرتوت بود و توان سجده نداشت پس دستهاى خود را پر از ريگ كرد و جبين خود را برآن نهاد .
سپس مردم پراكنده شدند در حالى كه قريش از آنچه شنيد ، مسرور شده بود . آنگاه جبرئيل بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شد و حضرتش را بر آنچه گذشته بود مورد عتاب و نكوهش قرار داد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هم بسيار اندوهگين شد و به دنبال آن خداوند به تعزيت و تسليت آن حضرت برآمد و آيه :
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ . . .
« 3 » را نازل فرمود .
پاسخ : ظاهر آيه هيچ نشانى از اين داستان خرافى ندارد . بنا بر ظاهر آيه ، جز دو مسئله نمىتواند اقتضا [ و تصوّرى ] داشته باشد : يا منظور از « تمنّى » خواندن است ، چنانكه حسّان بن ثابت مىگويد :
تمنّى كتاب اللّه أوّل ليله * و آخره لاقى حمام المقادر « 4 »
هامش
( 1 ) - حج ( 22 ) آيهء 52 . پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگرآنكه چون آياتى براى هدايت خلق تلاوت كرد شيطان در آيات الهى القاء دسيسه كرده آنگاه خداوند آنچه را كه شيطان القاء كرده بود محو و نابود مىكند و آيات خود را استوار مىگرداند و خدا دانا به حقايق امور و درستكار در نظام عالم است .
( 2 ) - نجم ( 53 ) آيهء 1 . سوگند به ستاره آنگاه كه فروافتد .
( 3 ) - حج ( 22 ) آيهء 52 .
( 4 ) - در آغاز شب ، كتاب خدا را خواند و در آخر شب مرگ تقديرشدهء خود را ملاقات كرد .