تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
6 ) « نفس » به ماده‌اى گفته مىشود كه در دبّاغى به كار مىرفته است . گفته مىشود : « أعطني نفسا من الدّباغ » يعنى مقدارى نفس كه بتوانم با آن يك‌بار دبّاغى كنم به من بده . 7 ) غيب و نهان ؛ به عنوان مثال مىگويند : « إنّي لا أعلم نفس فلان . » يعنى : من نهان او را نمىدانم . تأويل
تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ
« 1 » نيز همين معنى است . يعنى تو نهان مرا مىدانى و من پنهان و غيب تو را نمىدانم . 8 ) عقوبت ، تنبيه و مجازات ؛ در عرب گفته مىشود : « احذّرك نفسي » ( تو را از عقوبت خود برحذر مىدارم . ) و برخى از مفسّران ، سخن خداوند متعال :
وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ
« 2 » را به اين معنى حمل كرده ، اين عبارت را به معنى : خداوند شما را از عقوبت خود برحذر مىدارد ، دانسته‌اند . اين معنى از ابن عبّاس و حسن نقل شده است امّا ديگران گفته‌اند : معنى اين آيه : « يحذّركم اللّه إيّاه » ( خداوند شما را از خود برحذر مىدارد . ) است . و اگر پرسيده شود : جهت نامگذارى « غيب » به « نفس » چيست ؟ مىگوييم : ممكن است جهت آن ، آن باشد كه روح انسان جايگاهى است كه شخص راز خود را در آن قرار داده ، مخفى مىكند و به همين دليل آنچه را كه پنهان كرده ، در پوشيده بودن آن اصرار مىورزد به منزلهء خود آن ( روح ) دانسته است و دربارهء آن از سر مبالغه در پوشيدگى و خفايش ، « نفس » گفته شده است و پسنديده و نيكوست كه به حكايت از پيامبرش عليه السّلام ، بگويد :
وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ
« 3 » . به‌علاوه ، مقدّم شدن عبارت
تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي
« 3 » بر
وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ
« 3 » به دليل ايجاد هماهنگى در كلام بوده است زيرا آغاز كردن جمله با اين عبارت ( لا أعلم . . . ) چندان پسنديده و نيكو نيست . اگرچه بنا به تأويل نخست ، زيبا و خالى از اشكال است . و چنين هماهنگى [ ازدواجى ] در كلام ، نمونه‌هاى بسيارى در زبان عربى دارد .

واگذارى كار به خداوند متعال

سؤال : آنجا كه به نقل از عيسى عليه السّلام مىفرمايد :
إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبادُكَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ
هامش
( 1 ) - مائده ( 5 ) آيهء 116 . ( 2 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 28 . ( 3 ) - مائده ( 5 ) آيهء 116 .