تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
بسته و مغلوب شود . پاسخ ديگر : ارادهء خداوند متعال از ايراد اين سخن ، آگاه كردن عيسى عليه السّلام از اعتقاد نادرست پيروان آن حضرت نسبت به ايشان و مادرش بوده است كه آن دو را خدا مىدانسته‌اند زيرا اين امكان وجود دارد كه عيسى عليه السّلام از چنين اعتقادى بىخبر بوده است . نظير آن‌كه شخصى ، ديگرى را به ميان قومى بفرستد ، فرستاده ، پيام را ابلاغ كرده و تركشان مىگويد و پس از او مردم به مخالفت با وى مىپردازند رسالت او را تحريف مىكنند . در چنين حالى فرستاده از آنچه پس از او رخ داده بىخبر است امّا شخصى كه او را به ميان آنان فرستاده است به ماجرا اشراف دارد . پس اگر بخواهد مخالفت مردم را با دستورهاى او به وى بفهماند ، مىتواند به قصد آگاهاندن وى از رفتار آنان پس از او بگويد : آيا تو آنان را به انجام چنين و چنان كارى دستور داده بودى ؟ !

واژهء نفس

در تأويل سخن آن حضرت ،
تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ
« 1 » بايد گفت : واژهء « نفس » از نظر لغوى داراى معانى مختلفى است . [ برخى از اين معانى عبارتند از : ] 1 ) حقيقت وجود ( روح ) ، چيزى كه انسان يا حيوان با فقدان آن از قيد حيات خارج مىشود . خداوند مىفرمايد :
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
« 2 » . 2 ) اصل و خود هر چيز كه ما خبرى را به آن نسبت مىدهيم و مىگوييم : « فعل ذلك فلان نفسه ( فلانى خودش اين كار را كرد ) يا « أعطى كذا و كذا بنفسه » ( او خود ، فلان و به همان را [ به او ] داد . ) 3 ) عزّت و حميّت ( اباء ) نفس ؛ مىگويند : « ليس لفلان نفس » ( فلانى عزّت نفس ( حميّتى / اباء ) ندارد ) . 4 ) دلبستگى و خواستن ؛ مىگوييم : « نفس فلان في كذا » ( دل فلانى در چه و چه است . ) شاعر نيز مىگويد :
هامش
( 1 ) - مائده ( 5 ) آيهء 116 . آنچه را در نفس من است مىدانى و آنچه را در نفس توست نمىدانم . ( 2 ) - آل عمران ( 3 ) آيهء 185 ، انبياء ( 21 ) آيهء 35 ، عنكبوت ( 29 ) آيهء 57 . هر صاحب روحى مرگ را مىچشد .
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 173 | الشريف المرتضى / رحيمى