تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
بر كفر خود و نااميدى از بازگشتن به حق و دست بر نداشتن ايشان از باطلشان بوده است . پس به خاطر بيم از نزول عذاب بر ايشان و قرار گرفتن در معرض عذاب ، از آنان فاصله گرفت [ و تركشان گفت . ]
فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ
« 1 » به معنى : گمان نمود كه راه را بر او تنگ نكرده و اندوه و تكليف او را بيشتر و سخت‌تر نمىكنيم ؛ مىباشد . زيرا بر پيامبران ( ع ) چنين گمانى جايز بوده و بىهيچ شكى « قدر و قدّر » به معنى تنگ كردن و سخت گرفتن ( تضييق ) است . شاهد اين معنى آيهء شريفهء
وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ
« 2 » و آيهء
اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ
« 3 » و آيهء
وَ أَمَّا إِذا مَا ابْتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ
« 4 » مىباشد . كه در همهء اين آيه‌ها « قدر » به معنى تنگى و تنگ گرفتن است . تضييقى كه خداوند آن را تقدير نمود ، همان سختى و فشارى بود كه در شكم ماهى بدان حضرت رسيد و خداوند حضرتش را از آن نجات بخشيد . عبارت
فَنادى فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
« 5 » نيز به عنوان يك دعا و در حال تضرّع و خشوع ( انقطاع الى اللّه ) در برابر خداوند ايراد شده است . آن حضرت ، خداوند را براى رفع سختى و آزمايش خود و نجات از تاريكيهاى سه‌گانه ؛ دريا ، شكم ماهى و شب ، خواند و آنچه را كه شخصى تسليم و مطيع ، به عنوان لابه و اعتراف به كوتاهى انجام مىدهد ، انجام داد . حال چگونه كسى مىتواند مدّعى آن شود كه حضرتش با وجود انجام چنين اعمالى از ( ظالمان / ستمگران به خود ) باشد در حالى كه با اين شرح ، گناهى از وى سر نزده بود . و اگر آنچه برخى گفته‌اند و يونس را معترف به گناه دانسته‌اند ، درست باشد ؛ اين سخن حضرت يك دروغ به شمار مىرود . و گفتن دروغ براى پيامبر نه در حال عبادت و نه در وضعى ديگر ، روا نمىباشد . ديگر آن‌كه ممكن است منظور حضرتش از
إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
« 6 » آن باشد كه من از
هامش
( 1 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 87 . ( 2 ) - طلاق ( 65 ) آيهء 7 . و هركه روزيش بر او تنگ مىآيد پس سزاوار است كه انفاق كند . ( 3 ) - رعد ( 13 ) آيهء 26 . خداوند روزى هركه را بخواهد وسعت مىبخشد يا تنگ ( كم ) مىكند . ( 4 ) - فجر ( 89 ) آيهء 16 . امّا اگر او را مبتلا كرده ، روزيش را تنگ كند . . . ( 5 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 87 . در تاريكيها ندا برآورد كه هيچ معبودى جز تو نيست ، تو منزّهى ، همانا من از ستمكاران بوده‌ام . ( 6 ) - انبياء ( 21 ) آيهء 87 . من از ستمكاران بوده‌ام .