سليمان عليه السّلام
سليمان عليه السّلام و نسبت نارواى نافرمانى
سؤال : تأويل اين آيات چيست كه مىفرمايد :
وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ رُدُّوها عَلَيَّ فَطَفِقَ مَسْحاً بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ
« 1 » آيا ظاهر اين آيات ، حكايت از غافل شدن آن حضرت از ياد خدا به خاطر ديدن اسبها ، بهگونهاى كه نماز عصر را از دست داده است ، ندارد ؟ آيا اينكه بنا به برخى روايات ، آن حضرت از سر خشم دستور داد گردن اسبها را زده و آنها را پى كنند ؛ مقتضى ارتكاب قبيحى از سوى حضرت سليمان نيست ؟
پاسخ : ظاهر آيه نشانى از اسناد ارتكاب قبيحى به آن حضرت ندارد و روايت نيز با فرض قوّت و صحّت ظاهرى ، اگر مقتضى خلاف دلايل [ عقل و قرآن ] باشد ، مورد توجّه قرار نمىگيرد . چه رسد به روايت مذكور كه ضعيف و سست است .
به اختصار ، خداوند متعال ، آيه را با ستايش و تعريف آن حضرت آغاز كرده ، مىفرمايد :
نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ
( چه نيكو بندهاى . او توبهكننده بود ) و درست بهنظر نمىرسد كه حضرتش را با چنين عبارتى ثنا گويد و بلافاصله ارتكاب قبيحى كه همان غفلت از نمازى واجب به خاطر مشغول شدن به اسبها باشد ، را به وى نسبت دهد .
هامش
( 1 ) - ص ( 38 ) آيهء 30 - 33 . سليمان را به داود بخشيديم . چه نيكوبندهاى . بهراستى او بسيار توبهكننده بود ؛ ( بهياد آور ) آنگاه را كه در هنگام غروب اسبهاى اصيل را بر او عرضه كردند ( سليمان ) گفت : من دوستى اسبها را بر ياد پروردگارم ترجيح دادم تا ( آنكه خورشيد ) در حجاب شد . ( پس گفت : ) اسبها را نزد من بازآوريد و شروع به دست كشيدن بر ساقها و گردنهاى آنها كرد .