تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
شاعر نيز مىگويد :
ألا لا يجهلن أحد علينا * فنجهل فوق جهل الجاهلينا « 1 »
و چون غرض از استغفار و توبه ، پذيرش عمل بوده است . در جواب آن
فَغَفَرْنا لَهُ
« 2 » گفته شده است . و ازآنجاكه استغفار نيز از سر خضوع و به عنوان يك عبادت كه مراد از آن تقرّب جستن و ثواب الهى بوده است . اظهار گرديد ، در جواب آن به جاى « قبلنا » ( پذيرفتيم ) ، « غفرنا » ذكر شده است . به‌علاوه ، معتقدان به ارتكاب صغيره از سوى داود عليه السّلام چاره‌اى جز عمل « غفرنا » به معنايى ديگر ، جز ساقط شدن عقاب و تنبيه الهى را ندارند ، زيرا عقاب تنها با ثواب بسيار ، يعنى عباداتى جز استغفار و توبه ، ساقط مىشود . اين افراد ، استغفار آن حضرت را براى يكى از موارد زير مىدانند : 1 ) « اوريا بن حنان » در جنگى كه از سوى داود عليه السّلام بدان اعزام شد كشته گرديد در حالى كه آن حضرت شيفتهء زيبايى همسر او شده بود و قصد ازدواج با وى را داشت و با كشته شدن « اوريا » از اندوه خود در عشق همسر او و ازدواج با وى كاست . به همين دليل با نازل شدن آن دو فرشته و تنبيه آنان ، مورد عتاب و نكوهش [ خداوند ] قرار گرفت . 2 ) بنا به روايتى « اوريا بن حنان » از زنى براى ازدواج خواستگارى كرد و وقتى كه خبر زيبايى آن زن به داود عليه السّلام رسيد آن حضرت هم كسانى را براى خواستگارى از وى فرستاد و خانوادهء آن زن وى را به ازدواج داود عليه السّلام درآورده ، حضرت داود را بر « اوريا » و ديگران ترجيح دادند . به همين دليل از سوى خداوند به خاطر عشق ورزيدن به [ مظاهر ] دنيا و خواستگارى از زنى كه كس ديگرى به خواستگارى او رفته بود ، مورد عتاب و نكوهش قرار گرفت . 3 ) بنا به روايتى ديگر ، زنى به همراه همسرش به داورى و وساطت نزد آن حضرت آمدند . امّا اختلاف آنان شديدتر شد و به آشتى نينجاميد و حضرتش به قصد رفع مشاجره پيشنهاد طلاق دادن زن را به مرد عرضه داشت . چنان‌كه در عرف مىگوييم . اگر از همسرت راضى نيستى و او نيز به تكليف خود عمل نمىكند ، او را طلاق ده . امّا آن مرد اين پيشنهاد را به عنوان
هامش
( 1 ) - مباد كه كسى بر ما خشم گيرد كه ما نيز برتر از خشم همهء خشمگينان خشم مىگيريم ( كه به لحاظ رعايت مقابله « جهل » را به خود نسبت داده است . م ) ( 2 ) - ص ( 38 ) آيهء 25 . او را آمرزيديم .