توان موسى عليه السّلام بدون معنى بود .
آنچه كه نفى صبر ، نه نفى توانايى را نشان مىدهد ، سخن موسى عليه السّلام است ، حضرتش با وجود شرط مطابقت پاسخ و پرسش فرمود :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً
« 1 » و نفرمود : « ستجدني إن شاء اللّه مستطيعا » ( انشاءاللّه مرا تواناى بر صبر خواهى يافت ) .
بنابراين پاسخ آن حضرت ، نشان مىدهد كه منظور از استطاعت ( توانايى ) ، اصل عمل ( صبر ) بوده است .
عبارت فلا
أَعْصِي لَكَ أَمْراً
« 1 » نيز مشروط به ارادهء خداست و چنانكه در سؤال آمده بدون قيد ( مطلق ) نيست .
بنابراين تقدير آيه چنين است : « ستجدني صابرا و لا أعصي لك أمرا إن شاء اللّه » ( اگر خدا بخواهد ، مرا صابر مىيابى و نافرمانىات نكنم . ) و [ آن قيد يا شرط ] تنها ، شرط ( انشاءاللّه ) است كه بر هر دو مسئله ( صبر و عدم نافرمانى ) مقدّم شده است .
دربارهء
لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً
« 2 » يعنى : تو كار عجيب ( و زشتى ) را انجام دادى ؛ گفته شده است كه إمرا معانى مختلفى همچون عجيب ، قبيح ، منكر و مصيبتبار دارد . بنابراين گويى آن حضرت فرموده است : تو كار مصيبتبارى را انجام دادى .
يكى از لغويان نيز « إمر » را به معنى فراوانى دانسته ، مىگويد : « امر القوم » به معنى :
مردم زياد و فراوان شدند ؛ مىباشد . با اين بيان هيچ وجهى براى سؤالكننده باقى نخواهدماند و اگر « إمر » را به معنى گناه يا منكر دانسته ، سؤال شود . تأويل
لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً نُكْراً
« 3 » ( تو كار زشتى را انجام دادى ) چيست ؟ در پاسخ به چند وجه اشاره خواهيم كرد : [ و جواب هر دو يكى خواهد بود ]
1 ) ظاهر كار تو [ اى خضر عليه السّلام ] منكر است و بيننده نيز به صرف مشاهده و پيش از دانستن علّت آن ، نمىتواند از آن ، تصوّرى جز اين داشته باشد .
هامش
( 1 ) - كهف ( 18 ) آيهء 69 . انشاءاللّه مرا صابر خواهى يافت . پس نافرمانىات نكنم .
( 2 ) - كهف ( 18 ) آيهء 71 . حضرت موسى عليه السّلام اين سخن را هنگامى به خضر عليه السّلام گفت كه ملاحظه كرد آن حضرت كشتى سالمى را كه متعلق به چند مستمند بود ، سوراخ كرد . - م .
( 3 ) - كهف ( 18 ) آيهء 74 . حضرت موسى عليه السّلام هنگامى اين سخن را به خضر عليه السّلام گفت كه مشاهده كرد آن حضرت پسربچهاى را كشت . - م .