تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
به دليل بازگشت آن به اصل دين و قواعد مربوط به تكليف چنين چيزى بر پيامبران عليهم السّلام روا نيست . به‌خصوص كه جايز است برخى از افراد امّت آن را داشته و در اين جهت برآن حضرت فزونى و برتريى داشته باشند . زيرا اين مطلب ( آگاه‌تر بودن امّت از پيامبر ) از لحاظ تنفّر و راندن مردم از گرد پيامبر ، از هر چيزى آشكارتر و روشن‌تر است . امّا اگر فرض كنيم كه موسى عليه السّلام ، بدان آگاه بوده ، شكّى در آن نداشته است ، جايى براى سؤال باقى نمىماند مگرآنكه گفته شود : او چنين درخواستى را تنها به خاطر قومش ابراز داشته كه در اين صورت به پاسخ اول بازخواهيم‌گشت . پاسخ سومى نيز در مورد اين آيه از برخى مفسّران و توجيه‌كنندگان نقل شده است . به اين مضمون كه ممكن است موسى عليه السّلام در هنگام ابراز آن دعا در جايز بودن ديدن خداوند شكّ داشته است . بنابراين تقاضاى ديدار نمود تا بداند آيا ابراز چنين خواهشى بر او رواست يا نه . اين گروه گفته‌اند كه چنين شكّى مانع اينكه حضرتش خداوند و صفات او را به نحو شايسته بشناسد ، نيست . بلكه شكّ آن حضرت در خصوص روايى ديدن همچون شكّ در برخى اعراض است كه مخلّ به لوازم آن حضرت براى شناخت خداوند نمىباشد . همچنين گفته‌اند ممكن است كه چنين خطا يا گمانى براى حضرتش گاهى صغيره شمرده شده ، توبهء ايشان نيز از همان بوده است . اين پاسخ ازآن‌جهت كه شك در روا بودن ديدار [ خدا ] مقتضى تشبيهى است و مانع شناخت صفات بارى [ تعالى ] نمىگردد ؛ بعيد به نظر مىرسد زيرا شكّ در آن براى پيامبران عليهم السّلام جايز نيست به جهت آن‌كه جايز است برخى از كسانى كه پيامبران براى هدايت ايشان برانگيخته شده‌اند ، حقيقت آن ( عدم روايى ديدار خدا ) را بدانند و در اين صورت پيامبر در چيزى شك دارد كه امّتش عارف و آگاه به آنند و اين در حالى است كه امّت براى دستيابى به معرفت يا حقيقتى [ در مسئله توحيد ] به پيامبر رجوع مىكند . بنابراين چنين شكى بر عوامل رماننده و بيزاركنندهء مردم كه پيامبران از همهء آنان منزّه و پيراسته‌اند ، افزوده مىشود . اگر گفته شود : توبهء موسى عليه السّلام ، با توجه به دو پاسخ گذشته ، از چه چيزى بوده است ؟ مىگوييم : كسانى كه بر اين باورند كه اين خواهش در اجابت خواستهء پيروانش بوده است ، معتقدند آن حضرت به خاطر اظهار چنين دعايى از زبان قوم خود - آنچه كه انجام آن بر او لازم نبود - توبه كرده است . زيرا چه‌بسا كه مصلحت ، در منع آنان ( بازداشتن ايشان از ابراز
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 138 | الشريف المرتضى / رحيمى