شعيب عليه السّلام و به ازدواج درآوردن دخترش
سؤال : چرا حضرت شعيب عليه السّلام از پاسخ دخترش كه گفت :
يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ
« 1 » عدول كرده ، خطاب به موسى عليه السّلام فرمود :
إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ
« 2 » چرا آن حضرت دختر خود را بدون پاسخ گذارد و با وجود عدم درخواست ازدواج از سوى او به مسألهاى كه مناسبتى با گفتهء او نداشت پرداخت ؟
پاسخ : وقتى او از پدر خود خواست تا موسى عليه السّلام به اجاره ( مزدورى ) گرفته شود و او را به نيرومندى و امانتدارى ستود ، تلويحا علاقهء خود به آن حضرت و ميل خود را به ازدواج با او به پدر رساند . به همين دليل آن حضرت ، او را به عنوان همسر به موسى عليه السّلام عنايت كرد . بنابراين اقدام شعيب عليه السّلام در نهايت اقتضا و مطابق با سؤال دخترش بوده و از پاسخ او عدول نكرده است .
ازدواج با شرطهايى اختيارى
سؤال : معنى سخن شعيب عليه السّلام كه فرمود :
إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ
« 3 » چيست ؟ آيا اعطاى حق انتخاب ( تخيير ) و واگذارى تعيين در مهريه جايز است ؟ فايدهء اين مهريه كه سود آن به پدر ، نه خود دختر ، بازمىگردد ، چيست ؟
پاسخ : ممكن است گوسفندان ، از آن شعيب عليه السّلام باشد و فايدهء مزد كسى كه آنها را مىچراند به او بازگردد . امّا حضرتش قصد آن داشت كه عوض يا معادل آن مزد را به دخترش و به عنوان مهريه بدهد .
در مورد واگذارى حق انتخاب نيز قابل ذكر است كه ما زاد بر هشت سال به عنوان
هامش
( 1 ) - قصص ( 28 ) آيهء 26 . پدرم ! او را به خدمت خود اجير كن زيرا بهترين كسى كه بايد به خدمت برگزينى ، شخصى نيرومند و امانتدار است .
( 2 ) - قصص ( 28 ) آيهء 27 . من مىخواهم يكى از دو دخترم را به ازدواج تو درآورم .
( 3 ) - قصص ( 28 ) آيهء 27 . ( شعيب ) گفت : مىخواهم يكى از دو دخترم را به ازدواج تو درآورم به اين ( مهريه ) كه هشت سال خدمت مرا كنى و اگر ( دوست داشتى ) ده سال را به اتمام رسان . من نمىخواهم بر تو سخت گيرم و انشاءاللّه مرا از صالحان خواهى يافت .