5 ) آن حضرت اين عبارت را خطاب به مشركان گفته و فرموده است : با ترك شرك از آن استغفار كرده ، سپس بهسوى او ( خداوند ) توبه كنيد . ( بازگرديد ) يعنى با عمل به عبادات و كارهاى پسنديده بهسوى خدا بازگرديد .
زيرا نفع و صلاح شما در آن است . از جانبى ، بازگشت به خدا جز با استغفار از شرك و ترك آن ممكن نيست . و « التّائب » ، « آئب » ، « النّائب » و « المنيب » ( توبهكننده ) همه به يك معنى مىباشند .
6 ) ابو على جبائى در تفسير اين آيه مىگويد : منظور از
اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ
« 1 » يعنى آنكه در بازگشت بهسوى او [ التّوبة إليه ] پايدار باشيد . زيرا توبهكننده بايد در هر زمان ، گناهان خود را به ياد داشته ، بر پشيمانى خود از آنها پاى فشرد و ارادهء عدم بازگشت به آنها را در خود تقويت كند . كه اگر اين اراده شكسته شود ، به گذشته بازخواهيد گشت و اين روا نيست ، همچنانكه اگر پشيمانى زائل شود ، از گناه خشنود و از آن شادمان خواهيد شد و آن نيز جايز نيست .
با اين تأويل ، جهت عطف « توبه » به « استغفار » ، تكرار و تأكيد و به عبارتى توبهء پس از توبه مىباشد . نظير آنكه در محاوره گفته مىشود : « اضرب زيدا ثمّ اضربه » يا « و افعل هذا ثمّ افعل » يعنى حتما زيد را بزن يا حتما اين كار را انجام بده . [ به عبارتى غرض از تكرار فعل ، تأكيد بوده است ] .
آنچه در اينجا از ابو على جبائى نقل كرديم بهتر از سخنى است كه در آغاز اين سوره گفته است ، او در آنجا دربارهء معنى
أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ
« 2 » مىگويد : از گناهان گذشتهتان طلب آمرزش كنيد و سپس از هر گناه و نافرمانى كه از اين به بعد مرتكب خواهيد شد ، نيز توبه كنيد . اين بيان چندان قابل اعتنا نيست زيرا اگر استغفار ذكرشده در آيه به توبه ، حمل شود وجهى براى تخصيص آن به گذشته يا آينده باقى نماند . و توبه از آنچه در گذشته و آينده بوده يا خواهد بود ، واجب است . همچنين براى اختصاص دادن توبه به گناهان آينده ، نه گذشته ، دليلى وجود ندارد زيرا توبه از گناهان گذشته و آينده ، هر دو ، واجب است . بنابراين آنچه در تأويل اين آيه از او [ جبائى ] نقل شد بهتر و رساتر است .
هامش
( 1 ) - هود ( 11 ) آيهء 90 .
( 2 ) - هود ( 11 ) آيهء 3 .