اعطا شود و شكر آن نيز واجب است . درصورتىكه آن ديگر ( الم ) چنين نيست . امّا با وجود اين « الم » ، قبيح شمرده نمىشود و اكتفا به « لذت » را تجويز نمىكند . آيا چنين نيست كه از نظر « مصلحت » بين آن دو تفاوتى وجود ندارد و تكليفكنندهء متعال ( خداوند ) مىتواند هريك را كه بخواهد ، برگزيند ؟
تفاوت ديگر آنكه « لذّت » ، جبرانى نداشته و بهخودىخود ، حسن نيست ، بلكه در صورتى « حسن » تلقى مىشود كه غرضى در پى آن باشد و ازاينجهت - حسب آنچه گفته شد - با « الم » فرقى ندارد . ضمن آنكه اگر اين لذّت از نظر حكم [ وسيلهء آزمايش بودن ] برابر باشد ، لذّت نيست . پيش از اين بيان كرديم كه « عوض » ، « الم » را از اينكه به عنوان « ستم » تلقّى شود خارج مىسازد و آن را به منزلهء چيزى كه « الم » نيست قرار داده و بدين ترتيب درستى مدّعاى ما ثابت مىشود زيرا انتخاب ، بين « لذّت » و « ما ليس بلذّة و لا الم » ( آنچه نه لذت و نه ألم است ) واقع شده است . و وقتى فعلى حسن ( پسنديده ) شمرده مىشود كه مطابق با « مصلحت » باشد .
بدين ترتيب درستى انتخاب يكى از اين دو ، لذت و آنچه « الم » نيست روشن مىگردد و « الم » ى كه قرين با منافع باشد ، هيچ ضررى ندارد ، با اين شرح جز ادّعاى كسانى كه آزمايش بهوسيلهء لذّت را به دليل « نفع » بودنش ، واجب مىدانند ، باقى نمىماند ، و اين مطلبى است كه نادرستى آن آشكار بوده و نياز به پاسخى ندارد .
سؤال : چرا منكر اين هستيد كه استصلاح به الم ( صلاحخواهى يا خيرخواهى همراه با درد و رنج ) آنگاه كه در برابر آن استصلاح به غير المى ( صلاحانديشى غير آزارنده ) وجود داشته باشد قبيح است ؟ نظير اينكه كسى كه مستحقّ عقابى مانند شلاق خوردن است مىگويد : حاضرم در برابر تحمّل تازيانه از سوى شخصى ديگر ، مبلغى را به او بپردازم . آيا شخص تحمّلكنندهء تازيانه كه هدفى جز دريافت مبلغى ندارد ، مرتكب قبيحى نشده است ؟
مىگوييم : جهت قبح ( ناروايى ) آنچه [ به عنوان مثال ] ذكر كردى ، مانند گمانت دربارهء موضوع [ مورد بحث ] نيست زيرا در اين مثال چيزى كه جانشين آن مقصود [ عالى ] شود ، وجود دارد . و ما بيان كرديم كه اگر [ آنچه گفتى ] ، جهت قبح آن بود ، هر كارى كه در آن غرضى جانشين براى آن يافت مىشد ، عبث و قبيح مىنمود . در حالى كه ما خلاف آن را شناختهايم .
منحصرا دادن پول يا مالى به كسى كه [ به جاى دهندهء مال ] متحمّل خوردن تازيانه مىشود ازآنجهت قبيح است كه رساندن مال از راهى پسنديده به او وجود دارد بىآنكه او
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: الشريف المرتضى
ص١١٥