تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
مراتب و برترين درجات بوده و نشان از رسيدن ايشان به آرزوهايش است و هنگامى كه [ بار ديگر ] با پدر و مادر خود ، در يك جا جمع شد و آنان ( پدر و مادر يوسف عليه السّلام ) او را در بهترين وضع ممكن مشاهده كردند و آن حضرت به آرزوى ديرين خود كه همان در كنار يكديگر بودن اعضاى خانواده‌اش بود ، رسيد ، آن را تصديقى براى رؤياى گذشتهء خود دانست . و گفت :
هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ
« 1 » امّا كسانى كه مىگويند آنان واقعا در برابر وى ( حضرت يوسف ) سجده كرده‌اند ، چاره‌اى جز تمسّك به ظاهر ندارند زيرا آن حضرت در رؤياى خود ، سجدهء پدر و مادر و برادرانش را در برابر خود نديد . بلكه تنها سجدهء ستارگان [ و ماه و خورشيد ] را در خواب ديد . و در بيدارى نيز سجدهء ستارگان را نديد . در نتيجه درستى تطابق معنوى نه صورى ، به اثبات مىرسد . پاسخ ديگر : سجده ، براى خداوند متعال امّا در برابر و به طرف يوسف عليه السّلام بوده است . چنان‌كه گفته مىشود : « صلّى فلان إلى القبلة يا للقبلة » يعنى فلانى به طرف آن قبله يا براى آن قبله نماز گزارد . اين وجه ، متضمّن تعظيم و تكريم يوسف نيز مىباشد . آيا چنين نيست كه سجده براى خداوند متعال است امّا قبله نيز محترم و بزرگ داشته مىشود ؟ پاسخ ديگر : تنها سجده كردن ، پرستش شمرده نمىشود و هنگامى كه از آن به عنوان « عبادت » تعبير مىشود كه با اعمال ديگرى قرين شود . بنابراين بعيد به نظر نمىرسد كه به عنوان تحيّت و اكرام ، در برابر آن حضرت سجده كرده باشند . چه اينكه چنين سجده‌اى قبيح نبوده ، به شكل عبادتى كه تنها شايستهء خداوند متعال است ، واقع نگرديد . و همهء اين وجوه روشن و آشكارند .

يوسف عليه السّلام و نسبت نارواى اطاعت شيطان

سؤال : معنى سخن خداوند متعال كه به نقل از يوسف عليه السّلام مىفرمايد :
مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّيْطانُ بَيْنِي وَ بَيْنَ إِخْوَتِي
« 2 » چيست ؟ آيا اين آيه مقتضى فرمانبرى آن حضرت از شيطان و نفوذ كيد و ( نزغ / برانگيختن ) او در وى ( حضرت يوسف عليه السّلام ) نيست ؟
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 100 . پدرم ! اين تأويل رؤياى گذشتهء من است . همانا پروردگارم آن رؤيا را محقّق گرداند . ( 2 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 100 . پس ازآن‌كه شيطان ميان من و برادرانم جدايى افكند .
تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 108 | الشريف المرتضى / رحيمى