تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنزيه الأنبياء ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧

يوسف عليه السّلام و عدم اهتمام به آرام كردن پدر

سؤال : چرا يوسف عليه السّلام علىرغم آگاهى از نگرانى شديد پدر و سوختن وى [ در فراق فرزند ] آن حضرت را از وضع خود آگاه نكرد تا موجب آرامش خاطر وى شود ؟ پاسخ : با فرض امكان انجام چنين كارى براى آن حضرت عليه السّلام خداوند متعال به جهت سخت كردن آزمايش يعقوب عليه السّلام و فراهم كردن زمينهء ارتقاء به درجهء بالاترى از ثواب ، به آن حضرت وحى كرد كه از آگاه كردن پدر از وضع خود صرف‌نظر كند . و خداوند متعال مىتواند اسباب سخت شدن يا آسان شدن آزمايشى را فراهم آورد . جنبهء ديگر : ممكن است آن حضرت عليه السّلام نمىتوانسته چنين خبرى را به پدر برساند ، و به اين دليل از آن روى گردانده است .

پاكى يوسف عليه السّلام از گناه خشنودى به مسجود شدن

سؤال : معنى
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً
« 1 » چيست ؟ چگونه آن حضرت اجازه داد كه در برابرش سجده كنند ، در حالى كه سجده براى غير خدا جايز نيست . پاسخ : براى اين سؤال چند پاسخ وجود دارد ؛ نخست : غرض خداوند از « سجده » به خاك افتادن در برابر خداوند و براى او و به شكرانهء جمع كردن مجدّد آنان در كنار يكديگر بوده است . نظير اينكه مىگوييم : « إنّما صلّيت لوصولي إلى أهلي . » ( نماز خواندم به سبب اينكه به خانواده‌ام رسيدم . ) يا « صمت لشفائي من مرضي » ( به خاطر شفا يافتن و رهايى از چنگال بيمارى ، روزه گرفتم ) . كه در همهء اين موارد منظور « به خاطر آن » بوده است ، نه « براى آن » اگر ايراد شود كه آيهء :
يا أَبَتِ هذا تَأْوِيلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا
« 2 » موجب بطلان اين تأويل است ، مىگوييم : اين تأويل از نظر معنى ، نه در ظاهر ، مطابق همان رؤيا مىباشد زيرا تعبير رؤياى آن حضرت عليه السّلام يعنى مشاهدهء سجدهء ستارگان و ماه و خورشيد در برابر او ، رسيدن وى به بالاترين
هامش
( 1 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 100 . آن‌گاه پدر و مادرش را بر تخت نشاند و آنان براى او سجده‌كنان بر زمين افتادند . ( 2 ) - يوسف ( 12 ) آيهء 100 . پدرم ! اين تأويل رؤياى گذشتهء من است . همانا پروردگارم آن رؤيا را محقّق گرداند .