تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
داشت و خداوند اين جريان را امضاء نمود . « 1 » در جاى ديگر آمده است كه ابن عباس گفت : در اوايل حكومت عمر ، نزد او رفتم و ديدم كه ظرف خرمايى جلو او است . مرا به خوردن آنها دعوت نمود ، يك دانه برداشتم و خوردم و او همه خرماها را خورد و آبى نوشيد و بر متكاى خود تكيه داد و مكرر مىگفت : الحمد لله . به من گفت : اى عبد اللّه ، از كجا مىآيى ؟ گفتم : از مسجد . گفت : اوضاع و احوال پسر عمويت چگونه است ؟ من گمان كردم كه عبد اللّه بن جعفر را مىگويد ، گفتم : او با خاك‌ها بازى مىكند . گفت : منظورم او نيست ، بلكه منظورم بزرگ شما اهل بيت ( على عليه السّلام ) است . گفتم : او را ديدم كه با دلوى بزرگ براى نخلستان فلانى آب مىكشيد و آيات قرآن را تلاوت مىنمود . گفت : اى عبد اللّه ، تو را قسم مىدهم كه اگر اين مطلب را پنهان كنى ، گوسفند يا شتر قربانى دهى . بگو ببينم ؛ آيا پسر عمويت هنوز هم در مورد خلافت ادعا دارد ؟ گفتم : آرى . گفت : آيا او گمان مىكند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را به عنوان امير مؤمنان انتخاب كرده است . گفتم : بله ؛ حتى پدرم نيز اين مطلب را تصديق مىكند .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 12 ، ص 79 - 78 .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 289 | الشيخ عباس القمي / راشدى