تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
وقتى ابو بصير اين را از پيامبر شنيد ، فهميد كه پيامبر او را به قريش باز پس مىفرستد . پس ابو بصير از مدينه خارج شد و به ساحل دريا رفت و ابو جندل بن سهيل نيز از دست قريش خلاص شد و به ابى بصير ملحق گرديد . پس هر كس از قريش كه مسلمان مىشد ، به ابى بصير ملحق مىشد ، تا اينكه جمعيتى نزد ابى بصير فراهم آمد و ابو بصير گفت : به خدا قسم ! مگر صداى شتران قريش را كه به سوى شام مىروند ، نشنوم . و اللّه ! به آنها حمله كرده و تمام اموالشان را مىگيريم و آنها را مىكشيم . قريش شخصى را نزد پيامبر فرستادند و ايشان را به خدا و رابطهء خويشاوندى خود قسم دادند كه آنها را بخواهد و به آنان امان دهد و شرط امان ندادن را حذف كند » « 1 »

غزوهء خيبر

شيخ طبرسى مىگويد : اين غزوه در ماه ذى الحجه از سال ششم هجرت رخ داد ، « 2 » و واقدى مىگويد : اين غزوه در اوايل سال هفتم هجرت بوده است . « 3 » پيامبر بيش از بيست شبانه‌روز آنان را محاصره كرد ، در حالى كه درون قلعهء خيبر ، چهارده هزار مرد يهودى بود و پيامبر دژها را يكى پس از ديگرى مىگشود . بزرگترين دژ يهودىها كه بيشترين مرد جنگى در آن بود ، دژ قموص بود . ابو بكر پرچم گروه مهاجرين را به دست گرفت و شروع به جنگ
هامش
( 1 ) . رك : السيرة النبوية ، ج 3 ، ص 335 . ( 2 ) . اعلام الورى بأعلام الهدى ، ج 1 ، ص 208 . ( 3 ) . اين مطلب در كتاب تاريخ الاسلام ، ج 2 ، ص 403 ، به او نسبت داده شده است .
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 261 | الشيخ عباس القمي / راشدى