بودند ، آمد ، على عليه السّلام به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شتافت و فرمود : اى كاش آنها را نمىفرستادى ! اى فرستادهء خدا ، فدايت شوم ؛ خداوند جزايشان دهد .
پيامبر دانست كه آنها به على عليه السّلام ناسزا گفتهاند . سپس پيامبر فرمود : آنها اگر مرا مىديدند ، هرگز آنچه را شنيدى بر زبان نمىراندند . پس رو به سوى آنها كرد و فرمود : اى برادران ميمون ! ما وقتى كه در محل قومى مىرويم ، روزگار بر آنها از شدت ترس و اندوه سخت مىشود . اى پرستندگان طاغوتها ! خداوند ذليلتان گرداند . يكمرتبه از چپ و راست جمعيت فرياد برآمد كه اى ابا القاسم ، شما كه فحاش نبود ، شما را چه شده است ؟
امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : در اين هنگام نيزهء كوچكى كه در دست پيامبر بود ، از دست ايشان افتاد . رداى پيامبر نيز از پشت ، به زمين افتاد و از شدت حيا ، به دليل آنچه به آنها گفته بود ، به عقب برگشت . « 1 »
شيخ مفيد مىفرمايد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله امر كرد تا خيمهء ايشان را برافرازند .
همچنين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به محاصره بنى قريظه دستور داد و اين محاصره بيست و پنج شبانهروز به طول انجاميد تا اينكه يهوديان از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درخواست كردند كه سعد بن معاذ دربارهء آنها داورى كند . سعد دربارهء ايشان چنين حكم كرد كه مردان اين قبيله كشته شوند ، زنان و بچههاى آنان اسير شوند و اموالشان نيز بين مسلمانان تقسيم شود .
پس از اين حكم ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى سعد ، تو دربارهء ايشان همان حكمى را گفتى كه حكم خداوند از بالاى هفت آسمان است .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد تا مردان يهود را از اسبان پياده كردند . تعداد آنها
هامش
( 1 ) . إعلام الورى بأعلام الهدى ، ج 1 ، ص 196 .