تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
أصيب المسلمون به جميعا * هناك و قد اصيب به الرسول ابا يعلى لك الأركان هدّت * و انت الماجد البرّ الوصول عليك سلام ربّك فى جنان * مخالطها نعيم لا يزول الا يا هاشم الاخبار صبرا * فكل فعالكم حسن جميل « 1 »
« چشمانم مىگريد و حق است كه بگريند و گريه براى او كافى نيست و براى او كم است . گريه بر مردى كه شير خدا و فردا آن . روز گفتند : آيا حمزه همان مردى است كه كشته شد . در آنجا همه مسلمانان ناراحت شدند و در اينجا رسول اللّه . از براى بنيان‌ها خراب شدند و تو با بنده نيكويى و رسيدن به مقصودى . خداوند تو در بهشت بر تو سلام مىدهد ، در حالى كه اين سلام با نعمت‌ها مخلوط است و زائل نمىشود . پس اى بزرگان هاشم ! صبر كنيد كه هرآنچه اتفاق مىافتد ، زيبا و نيكوست . » و گفته شده اين اشعار از آل عبد اللّه بن رواحه مىباشد ، صفيه بنت عبد المطّلب در حالى كه بر برادرش حمزه مىگريست چنين سرود :
سائلة اصحاب أحد مخافة * بنات ابى من أعجم و خبير
« اصحاب و ياران حمزه او را از دختران پدرم دور مىكنند . » پس الخبير گفت :
ان حمزه قد ثوى * وزير رسول اللّه خير وزير دعاه إله الحق ذو العرش دعوة * الى جنّة يحيى بها و سرور فو اللّه ما انساك ما هبت الصّبا * بكاء و حزنا محضرى و مسيرى « 2 »
« وزير همانا حمزه است ، او وزير رسول اللّه بود و بهترين وزير .
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 98 . ( 2 ) . البدايه و النهايه ، ج 4 ، ص 68 .