پرچم تسبيح نيز به جعفر داده مىشود . حمزه نزد على عليه السّلام مىآيد با نيزهاى كه او را در دنيا به شهادت رساندهاند . حضرت على عليه السّلام به ايشان مىگويد : اى عموى رسول اللّه ، دشمنانت را با اين نيزه به آتش وارد كن و دوستانت را از آتش رد كن .
همانا رسول اللّه امر كرد كه به زيارت قبر حمزه برويد .
از سدير روايت شده است كه ما نزد امام باقر عليه السّلام بوديم و ايشان براى ما دربارهء اينكه بعد از پيامبر ، چه اتفاقى براى مردم افتاد و اينكه چگونه مردم على عليه السّلام را خانهنشين كردند ، سخن مىگفت . مردى از ميان جمع برخاست و گفت : خداوند شما را سلامت بدارد و اصلاح كند . پس بزرگان بنى هاشم كه از عدد هم خارج هستند ، كجا بودند ؟
امام باقر عليه السّلام فرمود : كسى از بنى هاشم باقى نمانده بود . جعفر و حمزه كه شهيد شده بودند . فقط دو مرد ضعيف و ذليل باقى مانده بودند كه آغاز اسلام را به ياد مىآوردند و آن دو عباس و عقيل بودند . آن دو از آزادشدگان هستند اما ، به خدا قسم ! اگر حمزه و جعفر بودند ، هيچگاه على خانهنشين نمىشد و اگر آن دو چنين روزى را مىديدند ، آخرت خود را خراب نمىكردند . « 1 »
من [ مصنف ] مىگويم : در رثاى حمزه بن عبد المطّلب و شهداى احد ، عدهء زيادى شعر سرودهاند ؛ مانند حسان بن ثابت و كعب بن مالك « 2 » كه
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 8 ، ص 189 .
( 2 ) . كعب بن مالك بن عمرو بن اليقين النصارى السلمى الخزرجى شاعر پيامبر بود و او يكى از سه نفرى بود كه خلاف كرد و توبه نمود و در عقبه حضور داشت . گفته شده كه او از اهالى صفه بود و در زمان معاويه ، به بصره رفت . واقدى روايت كرده كه او در پنجاه سالگى وفات نمود . ( سيره اعلام النبلاء ، ج 2 ، ص 526 )