بزرگ ، قوى و سنگين بود .
حمزه و شيبه دست به يقه شدند ، مسلمانان در اين هنگام همگى فرياد زدند : اى على ، اين سگ را براى عمويت نگاه مىدارى ؟ ! على به سوى شيبه حمله كرد و به عموى خود حمزه فرمود : اى عمو ، سر خود را پايين نگه دار - قدّ حمزه بلندتر از شيبه بود - همين كه حمزه سرش را پايين آورد ، على چنان ضربهاى به شيبه زد كه او را نصف كرد . سپس على عليه السّلام به سوى عتبه رفت كه هنوز جان داشت و كار او را نيز تمام كرد .
حسان دربارهء كشته شدن عمرو بن عبد ود به دست على عليه السّلام چنين سروده است :
و لقد رايت غداة بدر عصبة * ضربوك ضربا غير ضرب المحقر
اصبحت لا تدعى ليوم كريهه * يا عمرو و لجسيم أمر منكر
« و پس از جنگ بدر گروهى را ديدم كه به تو اهانتهايى كردند نه براى تحقير . و اى عمرو ديگر براى روزهاى جنگ تو را نخواهند خواست »
بعضى از طايفه بنى عامر چنين جواب دادند :
كذبتم و بيت اللّه لم تقتلوننا * و لكن بسيف الهاشميين فافخروا
بسيف بن عبد اللّه احمد فى الوغى * بكفّ على فلتم ذلك فافخروا
« دروغ گفتيد ، به خانهء كعبه قسم ! آنان ما را نكشتند ، اما به شمشير هاشميان افتخار كنيد ! با شمشير پسر عبد اللّه كه همان احمد باشد ، و با دست با كفايت على در آن آشوب و جنگ به پيروزى نايل شديد ، پس سخن كوتاه كنيد . »