على عليه السّلام بسيار دوست مىداشت كه شعر ابو طالب روايت شود و مىفرمود : آن را ياد بگيريد و به فرزندانتان بياموزيد ؛ چرا كه ابو طالب بر دين خداوند بود ، و در آن علم بسيارى است . « 1 »
على عليه السّلام در رثاى ابو طالب چنين گفته است :
ابا طالب عصمة المستجير * و غيث المحول و نور الظّلم
لقد هدّ فقدك اهل الحفاظ * فصلّى عليك ولىّ النّعم
و لقّاك ربك رضوانه * فقد كنت للطّهر من خير عم « 2 »
« به درستى كه ابو طالب عصمت پناهدهنده و ابر پرباران و نورى در تاريكى بود . همانا از دست دادن تو ضربهاى سنگين براى اهل حفاظ بود ، پس صلوات بر تو اى ولىنعمت ما . پروردگارت تو را با خشنوديش ملاقات كرد و تو پاكترين و طاهرترين عموى پيامبر ( ص ) بودى . »
ابن ابى الحديد دربارهء ابو طالب چنين گفته است : . . . ابو طالب آقا و سيد بطحاء و شيخ و بزرگ قريش و رئيس مكه بود . گفتند : كمتر پيش مىآمد كه فقيرى به سيادت دست يابد اما ، ابو طالب با اينكه مرد فقيرى بود ، به سيادت رسيد و قريش او را الشيخ مىناميدند . سپس ابن ابى الحديد روايت عفيف الكندى را ذكر مىكند كه وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ديد كه به همراه على عليه السّلام و خديجه عليها السّلام نماز مىگذارند ، به عباس گفت : شما در اينباره چه مىگوييد ؟ به او گفتند : ما منتظر مىمانيم تا ببينيم شيخ ( يعنى ابو طالب ) چه كار مىكند . در مورد يارى رساندن ابو طالب به پيامبر ، چه با زبان و چه در عمل ، روايات بسيارى وارد شده كه همهء آنها را نمىتوان نقل كرد . « 3 » و
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 17 ، ص 331 ، ح 22691 .
( 2 ) . ديوان الامام على ، ص 410 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغة ، ج 1 ، ص 29 .