تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
رضاى خود مختص گردانيده بود . دوازده مرد از آنها در سال بعد ، حج گذاردند و به صورت مخفيانه ، با پيامبر بيعت كردند . سپس به مدينه برگشتند و اسلام در آنجا آشكار شد . در سومين سال ، هفتاد مرد ( يا هفتاد و سه ، يا هفتاد و پنج مرد ؟ ! ) به همراه دو زن از قبيله اوس و خزرج نزد پيامبر رفتند . آنها با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بيعت كردند و پيامبر دوازده نقيب را بر آنان امير كرد تا به بالاترين درجه شرف برسند . سپس تمامى مسلمانان از مكه به سوى آنان هجرت نمودند و همگى از وطن خود هجرت كردند تا از كفر و كافران دور شوند . قريش از اينكه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به يارانش در مدينه ملحق شود ، بسيار مىترسيدند و خواستند كه او را بكشند ، اما خداوند پيامبرش را از كيد و حيلهء آنان نجات داد ؛ براى هجرت ، اذن داده شد ، مشركين مراقب او بودند تا به زعم خود ، او را به قتل برسانند ، اما پيامبر خارج شد و بر چشمان آنها خاك پاشيد . پيامبر به مدت سه شبانه‌روز در غار ثور باقى ماند و سپس از غار خارج شد . در راه ، سراقه مىخواست به پيامبر تعرض كند ، ولى پيامبر از خدا درخواست كرد تا شر او را به خودش برگرداند كه ناگهان ، حيوان او را از پشت خود به زمين زد ، آنگاه از پيامبر امان خواست و پيامبر او را رها كرد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در قديد با ام معبد خزاعى روبه‌رو شد و خواست تا از او گوشت يا شير بخرد ، اما او چيزى از اينها در خانه نداشت ، تا اين‌كه نگاه پيامبر به گوسفندى افتاد كه ام معبد خزاعى با دسترنج خود فراهم كرده بود . از ام معبد اجازه گرفت تا از شير آن استفاده كند ، ام معبد اجازه داد و
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 184 | الشيخ عباس القمي / راشدى