ابو طالب ( رض ) مردى بزرگوار ، نيرومند ، خوشچهره ، داراى شمايل پادشاهان و صاحب وقار حكما بود . به اكثم بن صفى گفته شد : از چه كسى حكمت ، رياست ، حلم و بزرگوارى آموختى ؟
گفت : از همپيمان حلم و ادب ، آقاى عرب و عجم ، ابى طالب بن عبد المطّلب . « 1 »
در روايات زيادى نقل شده است كه ابو طالب ايمانش را همواره مخفى نگه مىداشت ؛ چونكه براى بنى هاشم مىترسيد و مثل او مثل اصحاب كهف است . ابو طالب امانتدار وصايا بود و تمامى آنها را به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله داد . « 2 » و همانا نور ابو طالب در روز قيامت از نور همه خلايق بيشتر است ، مگر پنج نور [ آل عبا ] . « 3 »
ابو عبد اللّه عليه السّلام مىفرمايد : همانا ابو طالب از دوستان و نزديكان پيامبران ، صديقين ، شهدا و صالحين است و آنان بهترين رفيق و همراه آنها هستند . « 4 »
و همچنين مىفرمايد : همانا اگر ايمان ابو طالب را در يك كفهء ترازو و ايمان اين مردمان را در كفهء ديگر ترازو بگذارند ، ايمان ابو طالب بر ايمان اين مردم رجحان و برترى مىيابد . « 5 »
هامش
( 1 ) . در كنز الفوايد آمده است كه اكثم بن صفى كه حكيم مردم عرب بود ، گفته است : تو از اهل زمان خود ، داناتر و عاقلتر و بردبارتر و در قضاوت ، برتر هستى . در جواب گفت : چرا اينگونه نباشم ، در حالى كه ابو طالب فرزند عبد المطلب ( و هاشم و عبد مناف و قصى ) در زمان حياتش با او همنشين بودم و تمام آنان سادات و فرزندان سادات هستند . بر اثر اين معاشرت اخلاق آنان را كسب كردم و قائممقام سيادت و بزرگى آنان بودم و پيرو دانايى آنان بودم ( كنز الفوائد ، ابو الفتح كراجكى ، ص 84 )
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 445 ، ح 18 .
( 3 ) . كنز الفوائد ، ص 80 .
( 4 ) . كنز الفوائد ، ص 80 .
( 5 ) . بحار الانوار ، ج 35 ، ص 112 ، ح 44 .