است و امير المؤمنين ( ع ) او را بر يمن گمارد و يك بار او را مسئول حجاج قرار داد . وى در سال 36 و 37 ه به حج رفت .
و روايت شده است كه معاويه بسر بن ارطاة عامرى را به يمن فرستاد و عبيد اللّه حاكم آنجا بود از طرف امير المؤمنين ( ع ) و عبد اللّه بن عبد المدان الحرسى را پس از وى به آنجا گماشت و همراه آنها دايى آنها را كه از ثقيف بود نيز كشت . او تعداد بسيارى از مردمان آنجا را كشت و نيز در بين المسجدين تعداد فراوانى از خزاعه و غيره را كشت . و همينطور در حرف تعداد زيادى از مردمان همراه را به قتل رساند ، و همين كار را در صنعا انجام داد و هر فردى را كه مىشنيد دوستدار على يا طرفدار اوست او را مىكشت ، و حكايت شده است كه او در حدود سى هزار نفر را كشت و تعدادى را نيز در آتش سوزاند ، و شاعر گفته : بسر هر چقدر كه توانست آدم كشت و سوزاند .
و حضرت على ( ع ) جارية بن قدامة سعدى را به جنگ بسر فرستاد و بسر فرار كرد و جاريه توانست پسر برادر بسر و 40 نفر از خانوادهاش را دستگير كند و همگى آنها را نيز كشت ، و عبيد اللّه به يمن بازگشت و تا كشته شدن حضرت على ( ع ) در آنجا بود .
و مسعودى روايت مىكند : هنگامى كه خبر كشتار بسر به حضرت على ( ع ) رسيد و همينطور كشتن فرزندان عبيد اللّه ، يعنى قثم و عبد الرحمن ، بسر را نفرين كرد و فرمود : بارخدايا دين و عقلش را از او بستان ، و اين پيرمرد عقلش را از دست داد ، و به شمشير مشهور بود كه هيچ وقت آن را از خود دور نمىكرد ، پس يك شمشير از چوب براى او درست كردند و وى در دست يك زخمى ايجاد كرد و هرگاه كه اين زخم
كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 155
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص١٥٥