نشانههاى ويرانى را بر آنان باقى خواهد گذاشت تا اينكه همهء آثار از ميان برود و جلوى مردم را مىگيرد و كمر همّت براى نابودى آنان مىبندد .
سپس فرمود : اى عباس سلاحت را ، در عوض سلاح من ، به من بده .
امير المؤمنين سلاح و زره عباس را برداشت و بر اسب او سوار شد و به ميدان جنگ رفت .
آنها گمان كردند كه او عباس است ، گفتند : آيا از مولايت اجازه گرفتهاى ؟ امير المؤمنين [ چون مىخواست دروغ نگويد ] فرمود :
« أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ
« 1 » ؛ به كسانى كه بر آنها جنگ تحميل شده ، اجازه جنگ داده شده است ؛ چونكه مورد ظلم و ستم قرار گرفتهاند و خداوند براى يارى رساندن به آنها توانا است » .
عباس ، از لحاظ جسمى و سوار شدن بر اسب ، شبيهترين مردم به امير المؤمنين عليه السّلام بود . به آنها حملهء برقآسايى نمود و يكى از آنها را به هلاكت رساند و دومى را نيز به درك و اصل نمود و فرمود :
« الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ ؛
ماه حرام در مقابل ماه حرام و تمام حرامها قصاص دارد ، هركس به شما تجاوز كرد ، همانند او تجاوز نماييد » . « 2 »
در كتاب مطالب السئول آمده است كه يكى از آن دو مرد به جنگ با امير المؤمنين عليه السّلام آمد و آن حضرت چنان ضربهاى به او زد كه دو نيم شد ، ولى مردم گمان كردند كه امير المؤمنين عليه السّلام اشتباه كرده و بر خطا زده است ، ولى زمانى كه اسب شامى حركت كرد ، همه ديدند كه بدن او به دو نيم تقسيم شده است و اسبش به سوى لشكر امير المؤمنين حركت كرد .
هامش
( 1 ) . حج / 39 .
( 2 ) . بقره / 194 .