تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ . . .
( آيهء 52 ) . احمد بن ابراهيم مقرى با اسناد از قتاده روايت مىكند : اين آيه دربارهء كعب بن اشرف و حىّ بن اخطب از يهوديان بنى نضير بود كه با قريش در موسم حج ملاقات كردند و مشركان پرسيدند : آيا ما بر هدايتيم يا محمّد ( ص ) و پيروانش ؟ - ما پرده‌دار كعبه‌ايم و حاجيان را آب مىدهيم و اهل حرميم . آن دو گفتند : شما از محمد ( ص ) ره يافته‌تريد . در حالى كه خود مىدانستند ، دروغ مىگويند و فقط حسد وادارشان كرد كه چنين داورى كنند و آيهء بالا نازل شد . موقعى كه آن دو به مدينه باز گشتند ، يهود بديشان گفتند : محمد ( ص ) ادعا مىكند ، چنين آيه‌اى دربارهء شما نازل شده ، گفتند : به خدا راست مىگويد ، و ما تنها روى كينه و حسد چنان گفتيم .
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها . . .
( آيهء 58 ) . اين آيه دربارهء عثمان بن طلحه از بنى عبد الدار نازل شده است كه متولى كعبه بود . موقعى كه پيغمبر ( ص ) مكه را فتح كرد و وارد شهر شد ، عثمان بن طلحه ، كعبه را قفل كرده ، به بام برآمد . پيغمبر ( ص ) كليد را خواست ، گفتند كه با عثمان بن طلحه است . پيغمبر ( ص ) كليد را از او خواست ، او نداد و گفت : اگر به يقين دانستمى كه رسول خداست ، مىدادم . على دستش را پيچاند و كليد را ستانده ، در را گشود . پيغمبر ( ص ) درون رفت و دو ركعت نماز گزارد . وقتى بيرون آمد ، عباس از پيغمبر ( ص ) تقاضا كرد ، تا منصب سقايت و سدانت را با هم داشته باشد ، آيهء بالا نازل شد . پيغمبر ( ص ) به على ( ص ) فرمود : كليد را به عثمان بن طلحه بده و از او عذر خواهى كن ، و على ( ع ) چنان كرد . عثمان بن طلحه گفت : يا على ! كليد را به زور گرفتى و مرا آزردى ، اكنون دوستى مىنمايى و نرمى مىكنى ؟ ! على ( ع ) پاسخ داد : در حق تو وحى نازل شده است و آيه را بر او خواند . عثمان بن طلحه گفت : گواهى مىدهم محمد ( ص ) رسول خداست . جبرئيل نازل شد و گفت : تا اين خانه هست ، كليد و منصب سدانت در خاندان عثمان بن طلحه باشد ، و تا كنون [ يعنى زمان مؤلف ] نيز ، چنين است . ابو حسان مزكى با اسناد از مجاهد روايت مىكند كه آيه مورد بحث دربارهء عثمان بن ابى طلحه نازل گرديد . بدين شرح كه پيغمبر ( ص ) روز فتح مكه ، كليد كعبه را از او گرفت و درون رفت . وقتى بيرون آمد ، اين آيه را مىخواند . پس عثمان بن ابى طلحه را خواست و كليد را به دو باز داد ، و فرمود : « بگيريد امانت خدا را ، اى خاندان ابى طلحه ! و جز ظالم آن را از شما باز نستاند » « 1 » .
هامش
( 1 ) از امام باقر روايت شده است كه اين آيه ، دربارهء ما خاندان پيغمبر ( ص ) است ( نمونهء بيّنات ، دكتر محمد باقر محقق ، ص 213 ) .