نيرويى به جز تو نداريم ، خدايا در اين سرزمين جز اين عدهء معدود كسى ترا پرستش نمىكند . . . آيهء بالا فرود آمد . و در اين ميان عدهاى از تير اندازان مسلمان باز گشته از كوه بالا رفتند و مشركان را به تير گرفته فرارى دادند ، و اين است مقصود از
« أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ »
يعنى « شما بالا دست هستيد » .
إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ . . .
( آيهء 140 ) . راشد بن سعد گويد چون پيغمبر ( ص ) از جنگ احد دلسرد و غمگين باز گشت ، به زنى برخورد كه شوهر و پسرش شهيد شده بود و بر سر و سينه مىزد ، رو به خدا كرد كه آيا با پيغمبرت چنين رفتار شود ؟ و آيهء فوق نازل شد .
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ . . .
( آيهء 144 ) . عطيه عوفى گويد در روز احد كه مسلمين مىگريختند ، بعضى گفتند : محمد كشته شد ، تسليم مشركان شويد كه آنان برادران شمايند . و بعضى گفتند اگر هم محمد ( ص ) شهيد شده باشد آيا ما نيز نبايد راه پيغمبرمان را برويم و كشته شويم ؟ و آيات 144 - 148 آل عمران نازل شد .
سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ . . .
( آيهء 151 ) . سدّى گويد چون ابو سفيان و مشركين به سوى مكه باز گشتند ، وقتى مقدارى از راه را رفتند پشيمان شدند و گفتند اين چه كارى است ؟ ما بيشترشان را كشتهايم و عدهء كمى ماندهاند كه رهاشان كرديم ، باز گرديم و ريشه كنشان سازيم . و چون اين تصميم را گرفتند خدا در دلشان ترس انداخت و از قصد خويش منصرف گرديدند ، و آيه بدين مناسبت نازل شده است .
وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ . . .
( آيهء 152 ) . محمد بن كعب قرظى گويد : چون پيغمبر ( ص ) از جنگ احد به مدينه باز گشت و مسلمين آن صدمات را متحمل شده بودند ، بعضى اصحاب گفتند : پس آن نصر خدايى كو ؟ آيه در جواب آمد كه خدا به وعدهء خود وفا كرده بود ليكن كسانى كه خواهان غنيمت نزديك بودند - يعنى تير اندازانى كه جاى خود را خالى كردند - باعث شكست شدند .
وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ . . .
( آيهء 161 ) . محمد بن عبد الرحمن مطوّعى با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه يك قطيفهء سرخ از غنايم به دست آمده از مشركين در جنگ بدر گم شد . بعضى گفتند شايد پيغمبر ( ص ) آن را برداشته ؛ و آيهء بالا نازل گرديد . حصيف گويد از سعيد بن جبير معنى صدر آيه را پرسيدم ( به صيغهء مجهول ) او جواب داد : پيغمبران