تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
دربارهء نبهان تمّار نازل شد كه زنى زيبا براى خرما خريدن نزد وى رفت و او زن را بغل كرد و بوسيد و سپس پشيمان گرديد و نزد پيغمبر ( ص ) آمد و داستان باز گفت ، و آيه بدان مناسبت نازل شد . كلبى گويد روايت دربارهء يك انصارى و يك ثقفى است كه پيغمبر ( ص ) بين آن دو اخوّت برقرار كرده بود و از هم جدا نمىشدند . ثقفى در يكى از جنگ‌ها همراه پيغمبر ( ص ) بيرون رفت و انصارى در شهر ماند تا به كار خانوادهء خويش و ثقفى رسيدگى كند . روزى به خانهء ثقفى رفت و زن او را ديد خود را شسته و موى گشاده . شيفته شد و بى اجازه درون رفت و به زن رسيد و خواست ببوسدش ؛ كه زن صورت خود را با دست پوشانيد و مرد پشت دستش را بوسيد . سپس نادم و شرمزده شد و برگشت . زن گفت سبحان اللّه به امانت خيانت كردى و به پروردگار عصيان ورزيدى و كامى نيز نيافتى . راوى گويد مرد انصارى از كرده پشيمان مىبود و در كوه‌ها مىگشت و استغفار مىكرد تا مرد ثقفى از سفر باز آمد ، و زن شوهرش را از عمل رفيقش باخبر نمود . ثقفى به صحرا رفت و سراغ رفيقش را گرفت و او را در حال سجده يافت كه مىناليد : خدايا گناه كردم و به برادرم خيانت ورزيدم . صدا زد برخيز نزد رسول اللّه ( ص ) برويم ، و از آن حضرت بخواه شايد راه گشايش و توبه‌اى به تو بنمايد . انصارى پذيرفت و همراه ثقفى به شهر آمد و يك روز عصر جبرئيل نازل شد و خبر داد كه توبهء مرد پذيرفته شده و آيه 135 و 136 آل عمران را آورد . عمر پرسيد يا رسول الله ( ص ) مضمون آيه خاص اين مرد است يا دربارهء همهء مردم ؟ پيغمبر ( ص ) فرمود براى همهء مردم است . ابو عمرو محمد بن عبد العزيز مروزى به من روايت كرد و اجازهء روايت داد با اسناد از عطاء كه مسلمين به پيغمبر ( ص ) گفتند آيا بنى اسرائيل نزد خدا از ما عزيزتر بودند كه هر كدام گناهى مرتكب مىشد صبح ، بر در خانه‌اش كفارهء آن گناه نوشته شده بود كه مثلا گوش يا بينى خود را ببرد . . . و بدين گونه پاك مىگرديد . پيغمبر ( ص ) جوابى نداد تا آيهء مورد بحث نازل شد آنگاه فرمود آيا به شما امتيازى بالاتر از آن را خبر بدهم ؟ - و آيه را قرائت فرمود .
وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا . . .
( آيهء 139 ) . ابن عباس گويد : روز احد كه مسلمين شكست خوردند ، در آن حال خالد بن وليد و جمعى از مشركان خواستند بر كوهى مشرف بر مسلمين بالا روند . پيغمبر ( ص ) دعا كرد كه خدايا آنان را بر ما مسلّط مكن ، خدايا ما