عبد العزيز مروزى با اسناد از مقاتل بن حيان روايت مىكند كه مردى از طائف به مدينه آمد كه فرزند پسر و دختر داشت و زنش و پدر و مادرش نيز همراه بودند . آن مرد در مدينه مرد و قضيه را نزد پيغمبر ( ص ) بردند . پيغمبر ( ص ) به پدر و مادر و فرزندان مرد سهم به سزا داد و به زن متوفى سهمى نداد . ليكن توصيه فرمود كه از ما ترك متوفى خرج يك سال زن را بدهند .
لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ . . .
( آيهء 256 ) . محمد بن احمد بن جعفر مزكى با اسناد از سعيد و او از ابن عباس روايت مىكند كه زنان انصار هرگاه بچهشان نمىماند نذر مىكردند كه اگر بچه زنده ماند به يهود بسپارندش . موقعى كه بنى نضير از مدينه رانده شدند از اين بچهها نزد آنان بود . انصار گفتند : يا رسول اللّه ( ص ) اولاد ما چه مىشود ؟ و آيه فوق نازل شد . سعيد بن جبير گويد : يعنى هر كس خواهد يهودى بماند و هر كس خواهد مسلمان شود .
مجاهد گويد : آيهء بالا دربارهء مردى از انصار نازل شد كه غلام سياهى را به نام صبيح داشت و مىخواست وى را بالاجبار مسلمان سازد .
سدّى گويد يكى از انصار به نام ابو الحصين دو پسر داشت . زمانى تجار شام به مدينه روغن آوردند و موقع بازگشت دو پسر مذكور نزد ايشان رفته تحت تأثير تبليغ تجار شام مسيحى شدند و همراه ايشان راهى شام گرديدند . ابو الحصين پيغمبر ( ص ) را از ماجرا با خبر نمود و گفت : به دنبالشان مىروم . آيهء مزبور نازل شد و پيغمبر ( ص ) فرمود : خدا آن دو را از ما دور كرد ( يا دور كند ) كه اولين كافر شدگاناند ؛ و اين پيش از نزول آيهء قتال بود و با آمدن سورهء برائه و دستور نبرد با اهل كتاب ، آيهء مورد بحث نسخ گرديد .
مسروق گويد : مردى از طايفه بنى سالم بن عوف دو پسر داشت كه پيش از بعثت پيغمبر ( ص ) مسيحى شده و به شام رفته بودند ، و پس از آمدن پيغمبر ( ص ) به مدينه همراه كاروان مسيحى كه خوراكى حمل مىكرد به مدينه آمدند . پدر نزد پسران رفته بديشان درآويخت و گفت : به خدا رهايتان نكنم تا مسلمان شويد . امتناع ورزيدند .
داورى نزد پيامبر بردند . مرد گفت : يا رسول اللّه ( ص ) چگونه ناظر آن باشم كه به جهنم بروند ؟ آيه بالا نازل شد و مرد از پسرانش دست برداشت و به راه خويش رفتند .
ابو اسحاق احمد بن مقرى با اسناد از مجاهد روايت مىكند كه عدهاى از يهوديان بنى قريظه و بنى نضير بچه به رضاع مىگرفتند . موقعى كه بنى نضير به فرمان پيغمبر ( ص ) مجبور به خروج از مدينه شدند ، فرزندان رضاعى ايشان در طايفهء اوس گفتند : ما همراه