تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أسباب نزول الآيات (اسباب النزول) (فارسى) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
است و باعث لوچى و جنون بچه مىشود و مسلمانان اين سخن نزد رسول اللّه ( ص ) بردند و گفتند : خود با خبرى كه ما در جاهليت و اسلام با زنان از هر سو نزديكى مىكرديم ، و يهود بر ما عيب مىگيرند . خداى تعالى در تكذيب قول يهود آيهء مورد بحث را نازل فرمود :
نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ
كه فرج كشتزار نسل است ، هرطور بخواهيد درآييد ، يعنى از رو به رو يا پشت سر در فرج .
وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَيْمانِكُمْ . . .
( آيهء 224 ) . كلبى گويد : اين آيه دربارهء عبد اللّه بن رواحه نازل گرديد كه با دامادش بشر بن نعمان قطع رابطه كرده و قسم خورده بود به خانهء وى نرود و سخن نگويد و بين وى با زنش ميانجى گرى نكند ، و مىگفت : به خدا سوگند ياد كرده‌ام و بىكفاره دادن روا نيست قسم را بشكنم .
لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ . . .
( آيهء 227 و 226 ) . محمد بن يونس بن فضل با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه در جاهليت ، ايلاء ( يعنى جدا خوابيدن از زن به قيد سوگند ) يك تا دو سال و بيشتر بود ، و خدا آن را چهار ماه قرار داد و كمتر از چهار ماه ايلاء محسوب نمىشود . سعيد بن مسيّب گويد : ايلاء در جاهليت شيوهء آزردن و ضرر زدن به زنان بود . مردى زنش را دوست نداشت ضمنا نمىخواست كه او همسر ديگرى شود ، سوگند مىخورد كه با وى همبستر نشود و به حالت نه بيوه و نه شوهردار نگه مىداشت و خداى تعالى مدت ايلاء را چهار ماه قرار داد تا نظر نهايى مرد نسبت زنش معلوم شود .
الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ . . .
( آيهء 229 ) . احمد بن حسن قاضى با اسناد از هشام بن عروه و او از پدرش روايت مىكند كه مرد حق داشت زنش را طلاق دهد و پيش از انقضاى عده رجوع كند و تا هزار بار اين كار را تكرار نمايد . مردى به قصد آزار زنش وى را طلاق داد و نزديك تمام شدن عده رجوع نمود و دوباره طلاقش داد و گفت : به خدا تا عمر دارم نه رهايت مىكنم و نه در خانه نگهت مىدارم و آيهء بالا ( در انحصار طلاق رجعى به دوبار ) نازل شد . ابو بكر تميمى با اسناد از عايشه روايت مىكند كه زنى نزد وى آمد و مسئلهء طلاق را پرسيد . عايشه گويد : موضوع را از پيغمبر ( ص ) سؤال كردم ، آيهء فوق نازل شد .
وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ . . .
( آيهء 232 ) . ابو بكر غازى با اسناد از حسن روايت مىكند كه اين آيه دربارهء معقل بن يسار نازل شده است و از معقل شنيدم كه