بنى نضير را قطع فرمود و درختان وادى بويره را آتش زد و حسان بدين مناسبت سرود :
« حريق بالبويرة مستطير » . و آيه 5 سورهء حشر بدين مناسبت نازل گرديد . مسلم نيز اين روايت را آورده است .
ابو بكر بن حارث با اسناد از ابن عباس روايت مىكند كه يك يهودى نزد پيغمبر ( ص ) آمد و گفت : من بر مىخيزم و به نماز مىايستم . حضرت فرمود : به تقدير خدا نماز مىخوانى . گفت : مىنشينم . حضرت فرمود : به تقدير خدا مىنشينى . يهودى گفت :
برمىخيزم و اين درخت را قطع مىكنم . حضرت فرمود : تقدير خدا است كه آن را قطع كنى . در اين موقع جبرئيل عليه السلام فرود آمد و گفت : يا محمد به شيوهء ابراهيم با قوم خود حجت آوردى . و آيه نازل شد : « هر درختى بريديد يا بر پا واگذاشتيد به اذن خدا بود تا فاسقان [ - يهود ] رسوا شوند » .
وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ . . .
( آيهء 9 ) . جعفر بن برقان از يزيد بن اصم روايت مىكند كه انصار از پيغمبر ( ص ) خواستند زمين را بين مهاجر و انصار مساوى تقسيم نمايد . پيغمبر ( ص ) فرمود : آنها از اين پس هزينهاى براى شما ندارند و ميوه را تقسيم مىكنيد و زمينهاى شما از آن خود شما مىباشد . انصار رضايت دادند و آيه نازل شد :
« كسانى كه پيش از مهاجران در اين خانه ( - مدينه ) ساكن بودند مهاجران را دوست مىدارند و بر آنچه به اينان داده شد طمعى ندارند » .
وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ . . .
( آيهء 9 ) . سعد بن احمد بن جعفر مؤذن با اسناد از ابو هريره روايت مىكند كه پيغمبر ( ص ) يكى از اهل صفه را به مردى انصارى سپرد و انصارى او را به خانه برد و از زن پرسيد : چيزى در خانه داريم ؟ زن گفت : هيچ نيست جز خوراكى بچهها . مرد گفت : بچهها را به خواب بينداز ، وقتى خوابشان برد غذا را بيار ، سپس چراغ را خاموش كن ؛ و زن همان كار را كرد . مهمان غذا خورد و سير شد .
صبح ، انصارى و مهمانش نزد پيغمبر ( ص ) آمدند و حضرت به انصارى فرمود : آسمانيان از كردار شما به شگفت آمدند ، و آيه نازل شد كه « ديگران را بر خود ترجيح مىدهند هر چند خود نياز داشته باشند » .
ابو عبد اللّه بن اسحاق مزكى با اسناد از عبد اللّه بن عمر روايت مىكند كه به يكى از اصحاب پيغمبر ( ص ) كلّهء گوسفندى هديه كردند با خود گفت : فلان برادر مسلمان و عائلهاش محتاجتر از ما هستند و آن كلّه را براى آن خانواده فرستاد ، و به همين ترتيب . . .